1-6- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش 9
فصل دوم: ادبیات تحقیق
2-1- مقدمه 13
2-2- پیشینه نظری پژوهش 13
2-2-1- تعریف های هوش:.. 13
2-2-2- نظریه های اولیه:.. 14
2-2-3- نظریه های آغازین هوش.. 14
2-2-3-1- نظریه دو عاملی اسپیرمن.. 14
2-2-3-2- توانایی های ذهنی اولیه ی از نظر ترستون 16
2-2-4- هوش متبلور و سیّال:.. 17
2-2-5- هوش های چندگانه:.. 18
2-2-6- رویکرد پردازش اطلاعات.. 20
2-2-7- هیجان چیست؟.. 22
2-2-8- هوش هیجانی چیست؟.. 22
2-2-9- مؤلفههای هوش هیجانی.. 23
2-2-10- هوش هیجانی و عملکرد اثربخش.. 24
2-2-11- ویژگیهای مدیران دارای هوش هیجانی بالا 25
2-2-12- نقش هوش هیجانی در محیط کار.. 26
2-2-13- معنای فلسفی اخلاق.. 28
2-2-14- هوش اخلاقی چیست؟.. 30
2-2-15- هفت اصل ضروری هوش اخلاقی.. 31
2-2-16- مدیریت و هوش اخلاقی.. 33
2-2-17- اصول هوش اخلاقی در مدیریت.. 34
2-2-18- نقش هوش اخلاقی در موفقیت سازمان.. 35
2-2-19- مهارتهای اجتماعی.. 37
2-2-20- هوش اجتماعی چیست.. 38
2-2-21- اجزای هوش اجتماعی.. 39
2-2-22- ویژگیهای افراد باهوش اجتماعی بالا 40
2-2-23- عملکرد شغلی.. 40
2-2-24- عواملی که میتواند بر عملکرد شغلی تأثیر بگذارد 42
2-2-24-1- توانایی و عملکرد شغلی.. 42
2-2-24-2- انگیزش و عملکرد شغلی.. 43
2-2-24-3- کانون کنترل و عملکرد.. 43
2-2-24-4- سن و عملکرد.. 43
2-2-24-5- شرایط محیطی و عملکرد شغلی.. 44
2-2-24-6- ویژگیهای شغل و عملکرد.. 44
2-2-24-7- نظامهای تشویق و عملکرد.. 46
2-2-24-8- طراحی فناوری.. 47
2-2-24-9- بازدارندههای سازمانی.. 48
2-3- پیشینه تحقیق 49
2-3-1- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور 49
2-3-2- تحقیقات انجام شده در داخل کشور.. 50
فصل سوم: روش پژوهش
3-1- مقدمه 53
3-2- طرح کلی پژوهش 53
3-3- جامعه آماری 53
3-4- نمونه 54
3-5- روش نمونهگیری 54
3-6- ابزارهای پژوهش 54
3-6-1- پرسشنامه هوش هیجانی:.. 54
3-6-2- پرسشنامه هوش اخلاقی:.. 55
3-6-3- پرسشنامه هوش اجتماعی:.. 56
3-6-4- پرسشنامه عملکرد شغلی:.. 57
3-7- روش تجزیه و تحلیل دادهها 58
فصل چهارم: یافتههای پژوهش
4-1- مقدمه 60
این مطلب را هم بخوانید :
4-2- یافتههای توصیفی 60
4-3- یافتههای استنباطی 62
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری
5-1- مقدمه 69
5-2- بحث و نتیجه گیری 69
5-3- محدودیتها 74
5-4- پیشنهادات 75
5-4-1- پیشنهادات اجرایی.. 75
5-4-2- پیشنهادات پژوهشی.. 75
منابع 77
پیوستها 85
– مقدمه
مدیریت از دیر باز در فعالیتهای انسان وجود داشته البته نه به اندازه و اهمیتی که در حال حاضر وجود دارد. انسان برای انجام هر فعالیتی باید از عوامل زیادی بهره ببرد اما این عوامل به خودی خود موجب نیل به هدف نمیشود چون این عوامل باید با یکدیگر هماهنگ باشند و یک مجموعه یکپارچه را تشکیل دهند تا بتوانند به هدف خود برسند اما این هماهنگی نیز به خودی خود به دست نمیآید . در اینجا ست که ما به اهمیت مدیریت پی می بریم. لذت بخشترین تجربهای که انسان در زندگی دارد رسیدن به هدف در کوتاهترین و مناسبترین زمان ممکن است واین امر جز با بهرهجویی از مدیریت ممکن نیست. در دنیای امروز – که سرعت تغییرات بالا بوده و حتی ماهیت تغییرات نیز عوض شده – اهمیت سازگاری و تشکیل یک محیط مناسب برای سازمان بیشتر شده است. مدیران باید بتوانند کارکنان خود را با آهنگ تغییرات همگام کنند. این موضوع اهمیت رهبری را نشان میدهد. یک رهبر بانفوذ بسیار سادهتر میتواند سازمان را منعطف کند تا مدیریتی که میخواهد با تکیه بر تکنیکهای خاص و صرف زمان بیشتری به این مهم دست یاید.
پیچیدهتر شدن فضای رقابتی شرکتها و سازمانها، آهنگ پرشتاب تغییرات و پیچیدهتر شدن شرایط اداره سازمانها، ضرورت توجه به استعدادهای انسانی را بیش از گذشته آشکار ساخته است. روشهای کهنه تجارت دیگر کارآیی ندارند، شدت فزاینده چالشهای رقابتی هرکسی را به مبارزه میطلبد تا خود را با شرایط تطبیق دهد.
با تغییر تجارت، ویژگیهای مورد نیاز برای بقای شرکتها نیز تغییر مییابد، چه رسد به سبقت. قابلیتهای مورد نیاز برای مدیران سازمانها تفاوتهای اساسی دارد، ویژگیهایی که امروزه برای مدیران ارزشمند است با قابلیتهایی که برای مدیران آینده مورد نیاز خواهد بود، تفاوت اساسی خواهد داشت.
مهارتهایی همچون طراحی تغییر، تطبیقدهی، افزایش تنوع و قابلیتهای گروهی در دو دهه پیش اهمیت زیادی نداشتند، اما اکنون بر اهمیت آنها افزوده شده است. همه این تحولات ارزش هوش را افزایش داده و ضرورت توجه سازمانها به مقوله مذکور را با اهمیت کرده است.
باید توجه داشت که رهبری یک سازمان برای انطباق با تغییرات و به منظور بقا و رشد در محیطهای جدید، ویژگیهای خاصی را میطلبد که عموما مدیران برای پاسخ به آنها با مشکلات بسیاری مواجه میشوند. یکی از مهمترین خصیصهها که میتواند به رهبران و مدیران در پاسخ به این تغییرات کمک کند، موضوع هوش است. از آنجایی که هوش انواع مختلفی دارد (هوش هیجانی، هوش اجتماعی، هوش اخلاقی، هوش معنوی)، در پژوهش حاضر به دنبال بررسی رابطه هوش هیجانی، اجتماعی و اخلاقی با عملکرد مدیران صنایع نساجی در استان یزد هستیم.
1-2- بیان مسئله
امروزه روابط انسانی در سازمانها از مهمترین مسائل و مشکلات سازمانی است که ممکن است سازمان را به نقطه سقوط بکشاند. قابلیتهای عاطفی و اجتماعی تاثیر انکارناپذیری در بهبود روابط و پرورش افراد دارد که تا کنون آنطور که شایسته است به آن توجه نشده است. هوش هیجانی به معنای یک توانایی ذهنی بیانگر قابلیتهای هیجانی و اجتماعی فرد است که میتواند سبب بروز تواناییهایی چون برقراری ارتباط، شناخت نقاط قوت و ضعف خود و سایرین باشد. با این ویژگیها هوش هیجانی از اهمیت ویژهای برای یک مدیر برخوردار است تا آنجا که ادعا میشود میتواند بر سایر تواناییهای یک مدیر نیز موثر واقع شود (داستار[1]، 2006). گلمن در کتاب خود بر نیاز به هوش هیجانی در محیط کار یعنی محیطی که اغلب به عقل توجه میشود تا قلب و احساسات، تمرکز کرده است. او معتقد است نه تنها مدیران و روسای شرکتها نیازمند هوش هیجانی هستند بلکه هر کس که در محیط سازمان کار میکند نیازمند هوش هیجانی است. در حرکت به سطوح بالای سازمان اهمیت هوش هیجانی در مقایسه با هوش عقلی افزایش مییابد. در این زمینه گلمن و همکاران او معتقدند که هوش هیجانی در تمام ردههای سازمانی کاربرد زیادی دارد اما در رده مدیریتی اهمیت حیاتی مییابد(گلمن[1] و همکاران، 2006).
عملکرد شغلی به عنوان ارزش سازمانی رفتارهای شغلی یک کارمند در زمانها و موقعیتهای شغلی مختلف تعریف شده است. منظور از ارزش سازمانی برآوردی است که سازمان از فعالیتها و کارکنان خود نظیر انجام یک وظیفه شغلی یا داشتن رابطه کاری مناسب با دیگر کارمندان دارد(موتوویدلو[1] و همکاران، 1997).
نظریه هوش هیجانی در واقع طرح یک مسئله مهم و اجتناب ناپذیر است و لزوماً مکتب فکری جدید شود و به لحاظ یادگیری و آموزشی از شیوه های شناختی و رفتاری انسان گرا استفاده فراوانی می برد و حوزه هایی را به روی ما می گستراند که مکاتب قبل به آن توجه نداشته اند. به طور کلی هوش هیجانی مفهوم جدیدی است که از دهه 1990 میلادی به بعد در ادبیات مدیریت به کار رفته است و یکی از مهارتهای جدید مدیریت به ویژه مدیریت منابع انسانی به شمار می رود (مایر[1]، 2000). گلمن، بویاتزیس و مک کی (2006) معتقدند که کارکنان سازمان ها، در تلاش برای بالابردن بهره وری و عملکرد باید علاوه بر توانایی های فنی و حرفه ای، ویژگی های دیگری نیز داشته باشند که هوش هیجانی نامیده می شود، این ویژگی ها باعث ارتقای فرد می شود. چون فرد موقع مواجه با افراد دیگر باید آگاه، محترم، هوشیار، پاسخگو، پذیرا و … باشد. آنها معتقدند برای غلبه بر چالش های پیش رو، باید مولفه های هوش هیجانی شامل خودآگاهی، خود مدیریتی،آگاهی اجتماعی و کنترل ارتباطات را افزایش داد.کیفیت زندگی کاری، واکنش کارکنان با توجه به شغل خود، به خصوص نتایج منحصر به فرد در محتوای شغل و زندگی روانی است که بر نتایج شخصی، تجربه حرفه ای و چگونگی بهبود شغل با توجه به نیازهای فردی، تاکید دارد (فرحبخش[2]، 2012).
اما علاوه بر هوش هیجانی، در سالهای اخیر درباره درباره هوش اجتماعی نیز بحث شده است. که اولین بار ثرندایک این بحث را مطرح کرد. به عقیده ثرندایک هوش اجتماعی نشاندهنده قابلیتها و تواناییهای فردی است که به خوب کنار آمدن با دیگران و روابط اجتماعی موفق منجر میشود. در تعریف هوش اجتماعی از یک طبقه کلی صحبت میشود، یعنی ظرفیت درک رخدادها و پاسخ موثر شخصی و اجتماعی (لیورگود، 2009). دانیل گلمن (2007) معتقد است هوش بین فردی یا هوش اجتماعی، یعنی مهارت عاطفی که برای حفظ ارتباطات نزدیک در دوستیها، ازدواجها یا ارتباط شغلی اساسی است. این مهارتها در کودکی شکل میگیرد و در طول زندگی بروز مییابد (روشنی و نادری، 1390). آنچه که مسلماً در مورد مدیران بزرگ و موفق سازمانها میدانیم این است که لزوماً آنها باهوشترین فرد سازمان از لحاظ ضریب هوشی نیستند، بلکه آنها شعور عاطفی بالاتری نسبت به سایرین دارند و به همین وسیله افراد را به سمتی که در نظر دارند سوق میدهند. باید گفت رمز نفوذ آنها بر افراد همین نکته است. رهبری و مدیریت یک سازمان برای انطباق با تغییرات و به منظور بقا و رشد در محیطهای جدید، ویژگیهای خاصی را میطلبد که عموماً مدیران برای پاسخ به آنها با مشکلات بسیاری مواجهه میشوند. یکی از مهمترین خصیصههایی که به مدیران در پاسخ به این تغییرات کمک کند، هوش اجتماعی است. هوش اجتماعی از عوامل موثر در رضایت افراد به شمار میرود. بنابراین واضح است که داشتن هوش اجتماعی بالا برای مدیران صنایع یک امتیاز محسوب میشود چرا که هم باعث بهبود عملکرد آنها میشود و هم اینکه میتواند تضمینکننده بقای سازمان باشد (رضایی و خلیلزاده، 1388).
باید توجه داشت که علاوه بر هوش هیجانی و اجتماعی، هوش اخلاقی نیز در بین انسانها دارای جایگاه خاصی است. امروزه سازمانها بـه طـور فزایندهای درگیر معمـای اخلاق هستند. در این شـرایط مـرز میان کارهای درست و نادرست باید تعریف شـود. در چنین مواردی مدیـر باید اوضاع را کنترل کند و این امر نیـازمند رهبـری بـا هوش اخلاقی بالاست. هوش اخلاقی توانایی درست از درک موضوع های نادرست و خلاف و داشتن اعتقادهـای قوی و عمل بـه آنهاست. مدیرانی که هوش اخلاقی بالایی دارند، کارهایشان را بر اسـاس ارزشـها و اعتقادهای درست اجرایی میکنند، عملکرد بالایی دارند. رشد اخلاقی مدیران با رفتارهای آنها رابطـه مستقیم دارد. نخستین بـار اصطلاح هوش اخلاقی را بوربا وارد روان شناسی کرد. وی هوش اخلاقی را ظرفیت و توانـایی درک درست از اعتقادهـای اخلاقی و عمل به آنها و رفتار درست در جهت صحیح تعریف کرده است. از طرفی هوش اخلاقی توجه به رفاه اقتصادی، حقوق شهروندی و زندگی انسانهاست. هوش اخلاقی موجب افزایش تعهد و مسئولیتپذیری بیشتر کارکنان میشود و کارایی فردی و گروهی را افزایش میدهد.
سازمانها در دنیای پویا و پرمخاطه امروزی برای اینکه بتوانند بقای خود را تحکیم بخشند، باید مدیران و کارکنان خود را ملزم به رعایت اصول اخلاقی و فراگیری هوش اخلاقی نمایند. چرا که رعایت آنها باعث دلگرمی کارکنان و به تبع آن افزایش کیفیت خدمات و عملکرد و در نهایت جلب رضایت ارباب رجوع و تثبیت بقای سازمان خواهد شد. مدیران با داشتن هوش اخلاقی بالا، میتوانند با سالم سازی و بهینه کردن عملکرد امروز سازمانها، موقعیت و جایگاه آنها را در بازار رقابتی فردا تضمین کنند. اگر مدیران هوش اخلاقی خود را تقویت کنند، میتوانند عملکرد خود را بهبود بخشیده و در ارتباط با کارکنان و مشتریان به صورت موثر عمل نمایند (اسکندری و همکاران، 1391).
در این پژوهش، در پی پاسخ به این سؤال اساسی هستیم که آیا بین هوش هیجانی، اخلاقی و اجتماعی و بهبود عملکرد مدیران رابطه ای وجود دارد؟
1-3- اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
امروزه بسیاری از سازمان ها دست خوش تغییرند و هرگونه تغییر ، به رهبران و مدیرانی نیاز دارد که انطباق پذیر بوده و با تغییرات سازگار شوند. نقش جدی و اساسی کمیت و کیفیت عملکرد مدیران در پویایی سازمان و عدم شناخت هوش هیجانی در مباحث رفتار سازمانی و همچنین وجود ابهام در سهم هر کدام از این عوامل بر عملکرد مدیران، مبین اهمیت و ضرورت این تحقیق است. در این میان تعامل اجتماعی به شیوه ای شایسته و ثمربخش برای بیشتر مدیران و رهبران به عنوان عنصری کلیدی در مدیریت تغییرهای سازمانی اهمیت فزاینده ای دارد.به نظر می رسد هوش هیجان، اخلاقی و اجتماعی می تواند شکل تکامل یافته ای از توجه انسان در سازمان ها و ابزاری نوین و شایسته در دستان مدیران برای هویت افراد در درون سازمان و تأمین رضایت آنها باشد که این اهداف رابطه مستقیم با توانایی آنها در برانگیختن احساسات خود و دیگران برای رسیدن به کارایی و اثربخشی سازمان دارد . از سوی دیگر، این امر در دنیای امروز اهمیت زیادی دارد، چراکه مسائل انسانی، ارتباطات و روابط بین افراد افزایش یافته است . به ویژه آنکه کارهای فردی رو به کاهش و اهمیت مدیریت مشارکتی افزایش چشمگیری یافته است . اینجاست که به ضرورت تأثیر هوش هیجانی، اخلاقی و اجتماعی در بهبود عملکرد مدیران در یک سازمان پویا و نوآور پی می بریم. در واقع با شناخت روحیات فردی و نیز اجتماعی افراد و آموزش چگونگی عکس العمل در رویارویی با عوامل محیطی می آموزیم که بهترین رفتار را با مشکلات اداری یا سازمانی داشته باشیم و در مواقع بحران بهترین تصمیم را اتخاذ کنیم. لذا با فهم این مسئله پی می بریم که هوش هیجانی، اخلاقی و اجتماعی تا چه حد بازتاب توانایی های بالقوه فرد را دنبال کرده است.
به طور کلی هوش هیجانی در صدد ارتباط موثر در سازمان ها است زیرا هوش هیجانی علاوه بر شایستگی در بعد شخصی، در بعد اجتماعی نیز به فرد شایستگی می دهد که براساس آن می تواند روابط بین خود و دیگران را مدیریت کند (گلمن[3]، 1998). هوش اجتماعی نشاندهنده قابلیتها و تواناییهای فردی است که به خوب کنار آمدن با دیگران و روابط اجتماعی موفق منجر میشود، که این امر برای مدیریت ضروری به نظر میرسد.از طرف دیگر داشتن هوش اخلاقی باعث دلگرمی کارکنان و رضایت ارباب رجوع و در نهایت بقای سازمان و صنعت خواهد شد.
از طرفی مدیران زمانی به تحقق کامل اهداف سازمان نائل می شوند که از نفوذ بالایی بین کارکنان برخوردار باشند واز همراهی توأم با رضایت آنها بهره مند شوند. (کلوفیل و دانستوبل[4]، 2014)
در مجموع با توجه به اینکه هوش هیجانی، اخلاقی و اجتماعی یک ضرورت در جامعه امروزی برای مدیران محسوب می شود امید است که نتایج این تحقیق راهگشای کار مدیران صنعت در رهبری اثر بخش صنایع نساجی قرار گیرد.
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی
بررسی نقش هوش هیجانی، اخلاقی و اجتماعی بر عملکرد مدیران سازمان درصنعت نساجی یزد
1-4-2- اهداف جزئی
1-5- فرضیات پژوهش
1- بین هوش هیجانی و زیر مقیاسهای آن (خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت ارتباط) و عملکرد شغلی مدیران صنعت نساجی ارتباط و همبستگی معنی داری وجود دارد.
2- بین هوش اجتماعی و زیرمقیاسهای آن (پردازش اطلاعات اجتماعی، مهارتهای اجتماعی و آگاهی اجتماعی) با عملکرد شغلی مدیران صنعت نساجی ارتباط و همبستگی معنی داری وجود دارد.
3- بین هوش اخلاقی و عملکرد شغلی مدیران صنعت نساجی ارتباط و همبستگی معنی داری وجود دارد.
فصل دوم : ادبیات تحقیق
2-1- مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………..10
2-2- ادبیات نظری تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………11
2-2-1- بنگاه های کوچک و متوسط…………………………………………………………………………………………..11
2-2-2- اندازه سازمان…………………………………………………………………………………………………………………………13
2-2-3- منابع سازمانی………………………………………………………………………………………………………….13
2-2-3-1- منابع انسانی…………………………………………………………………………………………………………..13
2-2-3-2- منابع مالی………………………………………………………………………………………………………..14
2-2-4- استراتژی های بازاریابی………………………………………………………………………………………………………15
2-2-5- مشتری محوری……………………………………………………………………………………………………………………17
2-2-5-1- دیدگاه مشتری گرایی دیشپند…………………………………………………………………………………17
2-2-6- توانایی پاسخ سریع…………………………………………………………………………………………………………..21
2-2-6-1-تغییرات محیطی، عامل اصلی نیاز به چابکی…………………………………………………………….21
2-2-6-2-تعریفهای مفهومی چابکی………………………………………………………………………………………….22
2-2-6-3-سیر ظهور و پیدایی مفهوم چابکی…………………………………………………………………………….25
2-2-6-4- قابلیت های کلیدی چابکی در سازمان……………………………………………………………………..26
2-2-7- وجود سیستم های سازمانی………………………………………………………………………………………………….27
2-2-8-هوش بازاریابی…………………………………………………………………………………………………………………………28
2-2-8-1- مشخصات هوش بازاریابی…………………………………………………………………………………………….32
2-2-8-2-اهداف سیستم های هوش بازاریابی………………………………………………………………………………33
2-2-8-3-مواردی را که در کسب هوش بازاریابی باید مد نظر داشت…………………………………………34
2-2-8-4-ضرورت وجود سیستم های هوش بازاریابی در سازمان ها…………………………………………..35
2-2-8-5-مدل سیکل هوش بازاریابی…………………………………………………………………………………………..37
2-2-8-6-بازاریابی در سطوح راهبردی سازمان……………………………………………………………………………38
2-2-8-7-خصوصیات متخصصان هوش بازاریابی…………………………………………………………………………39
2-2-8-8- هوش بازاریابی و ارتباط با سایر هوشها در سازمان…………………………………………………….39
2-2-9- نوع اطلاعات…………………………………………………………………………………………………………………………..40
2-2-10-منابع اطلاعات………………………………………………………………………………………………………………………40
2-2-10-1- منبع داده های درون سازمانی………………………………………………………………………………….40
2-2-10-1-1- داده ها در تدارک داخلی………………………………………………………………………………….41
2-2-10-1-1-1- سیستم های خرید و حسابهای پرداختی………………………………………………41
. 2-2-10-1-1-2- سیستم دریافت…………………………………………………………………………………………42
2-2-10-1-1-3- سیستم موجودی مواد خام و قطعات………………………………………………………42
2-2-10-1-2- تولید و عملیات……………………………………………………………………………………………………42
2-2-10-1-3- تدارکات خارجی………………………………………………………………………………………………….42
2-2-10-1-3-1- کنترل انبار داخلی کالاهای تکمیل شده……………………………………………………43
2-2-10-1-3-2- حمل و نقل و انبار خارجی…………………………………………………………………………43
2-2-10-1-4- فروش ها، بازاریابی………………………………………………………………………………………………43
2-2-10-1-4-1- سیستم های راهنمایی و پیش بینی آینده………………………………………………..44
2-2-10-1-4-2- سیستم های پیشنهاد قیمت……………………………………………………………………..45
2-2-10-1-4-3- ثبت سفارش……………………………………………………………………………………………….45
2-2-10-1-4-4- حق کمیسیون های فروش…………………………………………………………………………46
2-2-10-1-4-5- سیستم های حسابهای دریافتی…………………………………………………………………46
2-2-10-1-5- خدمات………………………………………………………………………………………………………………….46
2-2-10-2- منبع داده های بیرونی سازمان…………………………………………………………………………………………..47
2-2-10-2-1- مبادلات با شرکای تجاری…………………………………………………………………………………………..47
2-2-10-2-2- خدمات مشترک داده های محیطی بازاریابی…………………………………………………………….47
2-2-10-2-2-1- آژانسهای دولتی……………………………………………………………………………………………….48
2-2-10-2-2-2- فروشندگان داده های خصوصی……………………………………………………………………..48
2-2-10-2-2-3- خدمات داده های آنلاین…………………………………………………………………………………48
2-2-10-2-3- خدمات داده های تک منبعی…………………………………………………………………………………..48
2-2-10-2-4- پروژه های پژوهشی بازار…………………………………………………………………………………………..49
این مطلب را هم بخوانید :
2-2-11- تناوب استفاده از اطلاعات……………………………………………………………………………………………………..50
2-2-12- مزیت رقابتی…………………………………………………………………………………………………………………………..51
2-3-ادبیات پژوهشی تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………….55
2-3-1-پیشینه داخلی…………………………………………………………………………………………………………………….55
2-3-2- پیشینه خارجی…………………… ……………………………………………………………………………………………..57
فصل سوم : روش تحقیق
3-1- مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………….62
3-2-1- طبقه بندی تحقیق بر اساس هدف………………………………………………………………………………………….62
3-2-2- طبقه بندی تحقیق بر اساس مسیر………………………………………………………………………………………….63
3-3-1- قلمرو مکانی (جامعه آماری)…………………………………………………………………………………………………….64
3-3-2- قلمرو زمانی………………………………………………………………………………………………………………………………64
3-4-1- روش نمونه گیری……………………………………………………………………………………………………………………..64
3-4-2- توزیع جامعه آماری…………………………………………………………………………………………………………………..65
3-7-1- اعتبار یا روایی……………………………………………………………………………………………………………………………67
3-7-1-1-نحوه کمی سازی آرای اعضای گروه پانل از طریق محاسبه CVR………………………………68
3-7-2- پایایی (اعتماد) پژوهش………………………………………………………………………………………………………….70
3-8-1- مدل معادلات ساختاری……………………………………………………………………………………………………………71
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها
4-1- مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………..73
4-2- ویژگی های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان و جامعه آماری……………………………………. ………….74
تجربه دنیای امروزی نشان داده است که نوآوری های مهم و پیشرفتهای تکنولوژیکی در سازمانها و شرکتهای بزرگ اتفاق نخواهند افتاد. قابلیت تطبیق با بازار و نیاز روز، چیزی است که از عهده یک ساختار پیچیده تودرتو برنمی آید و در نتیجه برای پیشرفت سریع و ارائه محصولات جدید تنها راه موثر، ایجاد و توسعه شرایطی است که فعالیت های اقتصادی کوچک بتوانند تاسیس شوند و رقابت کنند. تحولات دنیای پرشتاب کنونی در عرصه های علمی و فنی و چالشهای پی در پی نظام اقتصادی – اجتماعی، کاهش ذخایر زیرزمینی و افزایش فقر و بیکاری، موجبات توجه عمیق تر سیاستگذاران و اندیشمندان را به توسعه کسب و کارهای کوچک فراهم کرده است. با توجه به اهمیت کسب و کارهای کوچک و متوسط در فرایند رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها و توجه ویژه برنامه ریزان و سیاستگذاران توسعه به این مقوله مهم، ضرورت دارد تا نسبت به بهبود وضعیت این موسسات اقدام اساسی صورت پذیرد. بسیاری از صنایع کوچک و متوسط فرصت های جدیدی را در جهت ایجاد مزیت های رقابتی ایجاد می کند. صنایع کوچک و متوسط علاوه بر کارکردهای پیشین خود، کانون اصلی توسعه فناوری و تامین نیازهای پیچیده و پیشرفته کشورها به حساب می آیند و حمایتهای گسترده ای توسط مدیران (دولتی-صنعتی) از آنها به عمل می آید. در این راستا بررسی شرکت های کوچک و متوسط که امروزه به عنوان قلب تپنده اقتصاد در هر کشوری به شمار می روند، امری مهم و ضروری به نظر می رسد. (یدالهی و همکاران ،1388)
مفهوم هوش نیز به طور کلی و هوش بازاریابی به طور اخص در فضای علمی دانشگاه و دنیای کسب و کار در حال توسعه است چرا که هوش بازاریابی یک فاکتور مهم استراتژی سازمان و کلید موفقیت در بازار است. در کتب مختلفی که در زمینه های مختلف بازاریابی تاکنون چاپ شده است، مشاهده می شود که تفاوتی بین اطلاعات بازار، هوش بازاریابی و تحقیقات بازاریابی قایل نشده اند، که این خود باعث بوجود آمدن ابهامات فراوانی در این زمینه شده است. در سطح بین المللی، محققان راه هایی را برای دستیابی به هوش بازاریابی در سازمان ارائه کرده اند اما مدلی مشخص در این باره که چطور می توان هوش بازاریابی را در سازمان ایجاد کرد، ارائه نشده است. از آنجا که رقابتی شدن صنایع کشور در حال شکل گیری است و همچنین توجه به بازارهای بین المللی و ورود به سازمان تجارت جهانی از اهداف مهم کشور است، لذا موضوع هوش بازاریابی با توجه به بدیع بودن آن در کشور، اهمیت بیشتری پیدا می کند. (فاریابی و همکاران، 1390) بنابراین این پژوهش به بررسی تاثیر ویژگی های شرکت های کوچک و متوسط بر شکل گیری هوش بازاریابی می پردازد.
یکی از ابزارهای جدیدی که به سازمانها کمک می کند تا در راه کسب اهداف خود گام بگذارند، استفاده از هوش بازاریابی است. مفهوم هوش به عنوان قسمتی از استراتژی بازاریابی با افزایش قدرت رقابتی شرکت و پردازش برنامه های استراتژی آن به مفاهیم بازاریابی اضافه شد. هوش بازاریابی می تواند نقش یک پرچم را برای مدیران ارشد بازی کند تا آنها را نه فقط در مقابل تغییرات آگاه کند، بلکه مسیر درست را نیز به آنها نشان دهد.
اجرای هوش بازاریابی یک ابزار مناسب برای مدیریت بوجود می آید تا با مجموعه ای از فعالیتها بتوانند در بلند مدت با رقبای سازمان هوشمندانه برخورد کنند. مفهوم بازاریابی دلالت بر این عقیده دارد که صنعت فرایند رضایت مشتری است نه فرایند تولید کالا. یک صنعت با مشتری و نیازهایش شروع می شود نه بوسیله حق امتیاز، مواد خام و یا مهارت فروش. فقط هنگامی یک سازمان می تواند به بقای خود ادامه دهد که بتواند نیازها و خواسته های مشتری را با درکی صحیح و جامع از طرف مقابلش (مشتری) برآورده کند. با تشدید رقابت در تجارت و تغییرات سریع فناورانه و نیز افزایش قدرت و حق انتخاب مشتریان، موفقیت از آن شرکت هایی خواهد بود که قادر باشند به نحو شایسته تری انتظارات و ارزش های مورد نظر مشتریان را درک و شناسایی کرده و به نحو مطلوب به آنها پاسخ دهند. (محمد مرادی، 1390)
از سوی دیگر مطالعه شرکت های کوچک و متوسط و عوامل موثر بر آنها موضوع مهمی است چرا که شرکت های کوچک و متوسط می توانند بیکاری را کاهش دهند، آنها مانند یک تابع موازنه در بازار عمل کرده و باعث می شوند که سطح سودآوری و قیمت در بلند مدت به سطح رقابتی برسد .بنابراین با مشخص نمودن نقش ویژگی های شرکت های کوچک و متوسط در شکل گیری هوش بازاریابی بعد تازه ای از عوامل بهبود عملکرد این شرکت ها را مورد توجه قرار می دهیم.
1-3- سئوالات تحقیق
1) آیا ویژگی های شرکت های کوچک و متوسط صنعت لاستیک و پلاستیک استان تهران، بر هوش بازاریابی تاثیر مثبت دارند؟
2) آیا ویژگی های گوناگون شرکت های کوچک و متوسط صنعت لاستیک و پلاستیک استان تهران، تاثیر متفاوتی بر هوش بازاریابی دارند؟
3) آیا مولفه های مختلف هوش بازاریابی تاثیر متفاوتی در ایجاد هوش بازاریابی دارند؟
4) آیا هوش بازاریابی تاثیر مثبتی بر مزیت رقابتی ادراک شده در شرکت های کوچک و متوسط صنعت لاستیک و پلاستیک استان تهران، دارد؟
1-4- فرضیات تحقیق
1) ویژگی های شرکت های کوچک و متوسط صنعت لاستیک و پلاستیک استان تهران، بر هوش بازاریابی تاثیر مثبت دارند.
2) ویژگی های گوناگون شرکت های کوچک و متوسط صنعت لاستیک و پلاستیک استان تهران، تاثیر متفاوتی بر هوش بازاریابی دارند.
3) مولفه های مختلف هوش بازاریابی تاثیر متفاوتی در ایجاد هوش بازاریابی دارند.
4) هوش بازاریابی تاثیر مثبتی بر مزیت رقابتی ادراک شده در در شرکت های کوچک و متوسط صنعت لاستیک و پلاستیک استان تهران، دارد.
1-5- مواد و روش ها (روش تحقیق)
در این پژوهش، با در نظر گرفتن شش ویژگی اندازه سازمان، منابع سازمانی، استراتژی های بازاریابی، مشتری محوری، توانایی پاسخ سریع و وجود سیستم های سازمانی که سه متغیر آخر توسط محقق به مدل اضافه شده اند و در نظر گرفتن سه متغیر برای هوش بازاریابی با عناوین نوع اطلاعات، منابع اطلاعات و تناوب استفاده از اطلاعات و در نهایت متغیر مزیت رقابتی ادراک شده، به بررسی جامع مدل پرداخته شده است. مدل ذیل با بررسی دقیق ادبیات موضوع و مشورت و نظر نخبگان بازاریابی طراحی شده است و نتایج و روابط مثبت و معنی دار به دست آمده، مبین گویا بودن این مدل و درست انتخاب شدن متغیر ها پس از بررسی های کافی است.
* متغیرهای مشتری محوری، توانایی پاسخ سریع و وجود سیستم های سازمانی در ویژگی های شرکت های کوچک و متوسط توسط محقق به مدل اضافه شده اند.
1 L.A. Cacciolatti, A. Fearne
1-6- تعاریف عملیاتی متغیرها:
نوع اطلاعات : میزان مرتبط بودن انواع اطلاعات به نیازهای شرکت. (ال.ای.کاکیولاتی، ای.فرن ،2013)
منبع اطلاعات : میزان مرتبط بودن منابع اطلاعات مورد نظر به نیازهای شرکت. (ال.ای.کاکیولاتی، ای.فرن ،2013)
تناوب اطلاعات : دفعات استفاده از اطلاعات مورد نظر برای شرکت. (ال.ای.کاکیولاتی، ای.فرن ،2013)
اندازه سازمان : تعداد کارکنان. (ال.ای.کاکیولاتی، ای.فرن ،2013)
منابع سازمان : امکانات در دسترس سازمان از جمله منابع مالی،انسانی. (ال.ای.کاکیولاتی، ای.فرن ،2013)
استراتژی های بازاریابی : اینکه آیا شرکت بخش های خاصی از مصرف کنندگان را مدنظر دارد و بنابراین استراتژی بازاریابی اتخاذ کرده است. (ال.ای.کاکیولاتی، ای.فرن ،2013)
مشتری محوری : تعداد راهکارهایی که در جهت جلب وفاداری و رضایت مشتریان به کار گرفته می شود. (ال.ای.کاکیولاتی، ای.فرن ،2013)
توانایی پاسخ سریع :تواناییهای صورت توانایی یک سازمان برای واکنش سریع به نیازمندیهای بازار و نیازهای مشتریان(گولدمن[1] و همکاران، ۱۹۹۵).
وجود سیستم های سازمانی : تعداد فرآیندهای تعریف شده در سازمان. (لی کیم و کیم[2]،2007)
شرکت های کوچک و متوسط : شرکت هایی که از 10 تا 249 کارمند دارند. (یونیدو[3]، 2003 )
1-7- نوع تحقیق و روش گردآوری دادهها:
این پژوهش از نظر هدف از نوع “تحقیقات کاربردی” است. کاربردی بودن این پژوهش به آن دلیل است که نتایج مورد انتظار آن را می توان در جهت بهبود عملکرد سازمان به کار گرفت. از آنجا که محقق به دنبال بررسی رابطه بین دو مولفه است، این تحقیق از نوع “تحقیقات پیمایشی” است. با توجه به موضوع پژوهش و متغیرهای مورد بررسی در آن، اطلاعات اولیه جهت آزمون فرضیات از طریق پرسشنامه جمعآوری شده است. برای اطمینان از اعتبار صوری پرسشنامه، از نظرات تعدادی از دانشگاهیان و مدیران سازمانهای مختلف استفاده شده است. ضریب آلفای کرونباخ نیز برای سنجش اعتبار درونی پرسشنامه استفاده شده است.
1-8- جامعه و نمونه آماری
جامعه آماری تحقیق حاضر مدیران و کارشناسان شرکت های کوچک و متوسط فعال در صنعت لاستیک و پلاستیک واقع در استان تهران می باشد که تعداد این شرکت ها با استناد به آمار وزارت صنایع و معادن ایران[4] 2007 شرکت می باشد. در این پژوهش، نمونه گیری به روش تصادفی منظم می باشد. براساس فرمول کوکران تعداد نمونه مشخص و برابر 325 شرکت محاسبه شده است .
فرمول کوکران:
N : حجم جامعه آماری
n : حجم نمونه
: مقدار متغیر نرمال واحد استاندارد، که در سطح اطمینان 95 درصد برابر2(96/1) می باشد.
P : مقدار نسبت صفت موجود در جامعه است که در این تحقیق 5/0در نظر گرفته شده است.
q :در صد افرادی که فاقد صفت در جامعه هستند . (q=1-p)
d : حداکثر تعداد اشتباه مجاز که در این تحقیق 05/0در نظر گرفته شده است.
تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران 325 نفر است و بنابراین تعداد 400 پرسشنامه تکثیر و آماده شد تا در نهایت تعداد 367 پرسشنامه تکمیل شده جمع آوری شد.
1-9- معرفی صنعت لاستیک و پلاستیک
بیشترین مصرف پلاستیک ها درست پس از جنگ جهانی دوم به عنوان جایگزین ارزان قیمت مواد مرسوم و رایج شکل گرفت اما حتی امروز نیز تصور عمومی از صنعت پلاستیک به طور کامل شفاف و مثبت نیست. سهم قابل توجه پلاستیک ها در ارتقاء سطح استاندارد کیفی زندگی تبیین نشده است. با این حال در بسیاری از زمینه ها مواد پلاستیکی مدتی است که جایگاه مناسب خود را در بازار یافته اند که از جمله آنها می توان به صنعت برق اشاره کرد که ترکیب خواص عالی عایق بودن و چقرمگی ، دوام و دیر سوز بودن به انواع مختلف دو شاخه سر پیچ لامپ و عایق سیم ها و کابل ها منتهی شده است.
با توجه به تاثیر گذاری عوامل زیر در سال های 1945 تا 1973 رشد چشمگیر کاربرد پلاستیک های مشهود بوده است .
صرف نظر از قیمت نفت این عوامل به میزان زیادی نشان می دهد که صنعت پلاستیک یک صنعت تکامل یافته است که رشد آینده زیادی به وضعیت اقتصادی جهان دارد و با توجه به اینکه هزینه تبدیل نفت به مواد پلاستیکی و هزینه های حمل و نقل و فرایند آنها کمتر از فعالیت های مشابه توسط مواد مرسوم است بنابراین مشخص می شود که قیمت پلاستیک ها با سرعتی کمتر از مواد مرسوم رقیب آنها افزایش می یابد و این گواهی دهنده افزایش اهمیت پلاستیک ها در آینده است .
مشکلی که برای صنعت پلاستیک هم اکنون متصور است که در سال 1970 نیز آشکار شد . نگرانی در مورد محیط زیست می باشد که نگاه کلی آن بر روی صنایع شیمیایی و به منبع به بخشی از آن که مواد پلاستیکی هستند متمرکز است، اما در مجموع باید اشاره کرد که کاربرد پلاستیک ها در تمام صنایع روند صعودی خود را همچنان حفظ کرده است تا جایی که امروز در ساخت یک هواپیمای مافوق صوت بیش از 5/2 تن قطعات پلیمری ( مصنوعی ) مصرف می شود.
صنعت لاستیک پس از کشف نحوه ولکانیزه کردن آن (در سال 1839) اکنون به عنوان یک صنعت اقتصادی بسیار مهم ظهور یافته است و بسیاری از قطعات و محصولاتی لاستیکی در بازار به چشم می خورند از جمله آنها می توان به تایر کامیون ها و سایر وسایل حمل و نقل، شیلنگ ها، تسمه های نقاله، فرش ها و صفحات لاستیکی، تسمه های V شکل، پاشنه وتخت کفش، اسفنج های لاستیکی و بسیاری از دیگر از قطعات اشاره کرد.
بیش ترین مصرف پلاستیک درست بعد از جنگ جهانی دوم به عنوان جایگزین ارزان قیمت به جای مواد مرسوم و رایج بود ویا در موارد دیگر به دلیل ارزشی که به علت تازگیش داشت به مصرف می رسید.
صنعت اتومبیل در حال حاضر یکی از مصرف کنندگان عمده پلاستیک ماست که سال به سال با افزایش وزن پلاستیک مصرفی به ازای هر اتومبیل روبه روست. در رابطه با وسایل برقی اتومبیل مثل باتری سیم های نرم دوشاخه، سرپیچهای برق و کلاهکهای تقسیم بود و بعد ها در لوازم چراغ، روکش صندلی اتومبیل و تودوزی و تزیینات بدنه داخلی اتومبیل مورد استفاده واقع شد.
در اصل دلیل رشد چشمگیر در تاثیر متقابل سه عامل بر یکدیگر قرار دارد:
به دلیل اهمیت این صنعت در زندگی امروزه انسان این پژوهش اقدام به انتخاب جامعه و نمونه شرکت های کوچک و متوسط از صنعت لاستیک و پلاستیک کرده است.
1-10- قلمرو زمانی
این تحقیق در بازه زمانی 1 ساله از بهمن 1391 لغایت بهمن 1392 انجام شد. جمع آوری داده های تحقیق در مدت 2 ماه از آذر 1392 لغایت بهمن 1392 انجام شد.
1-11- روش تجزیه و تحلیل دادهها
پس از جمعآوری دادهها و به کارگیری روشهای تحلیل مدلهای مفهومی و با استفاده از فنون آمار توصیفی به توصیف دادهها پرداخته و در این راستا از جداول توزیع فراوانی، رسم نمودار و محاسبه شاخصها استفاده شده است. در این پژوهش پردازش داده ها در دو سطح انجام می گیرد که عبارتند از: تحلیل تک متغیره و تجزیه و تحلیل چند متغیره. در مرحله اول متغیرها بصورت تکی مورد بررسی قرار میگیرند و روابط بین متغیرها مد نظر نیست، شاخصهای مرکزی و پراکندگی مورد بررسی قرار میگیرد و تصویری از جامعه مورد مطالعه بدست میآید سپس با استفاده از مدل معادلات ساختاری و تحلیل مسیر برای تعیین تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته، فرضیه های اصلی مورد بررسی قرارمیگیرد. برای تجزیه و تحلیل دادهها و تعیین میزان همبستگی بین متغیرها از نرم افزار لیزرل[5] و SPSS استفاده میشود.
2-1- مقدمه
کسب و کارهای کوچک و متوسط از ارکان مهم اقتصادی هر کشور به شمار آمده و در رشد اقتصادی آن نقش بسیار مهمی ایفا می کنند. کسب و کارهای کوچک و متوسط که گستره وسیعی از کارخانه های نوآور و پویا و رو به رشد را دربرمیگیرند، به عنوان عامل توسعه اقتصادی و اجتماعی می باشند. شرکتهای تولیدی موفق، دارای ویژگیهایی هستند که آنها را از شرکتهای ناموفق متمایز میکند و به آنها اجازه میدهد که در محیط بازار به مدت طولانیتری دوام آورند. آنها در زمینه بهبود مستمر کیفیت محصولات، خدمت رسانی به مشتریان، پرداخت دستمزد به کارکنان و آموزش کارکنان، ممتاز شدهاند. شرکتهای تولیدی موفق به طور طبیعی از یک سیستم بازرسی پیش، حین و بعد از فرآیند تولید استفاده میکنند.
گرایش سازمان ها به بازار و خریداران در طی سال های اخیر تغییرات قابل ملاحظه ای کرده است. این تغییر و تحولات که اغلب به علت دگرگونی های خارج از سازمان ها شکل گرفته است، مفاهیمی چون دیدگاه خریداران را پدید آورده است. از سویی دیگر سازمانها بدون توجه به خواسته مشتری نمیتوانند به حیات خود ادامه دهند. آنچه در دیدگاه جدید قابل توجه است نگاه به مسائل از دیدگاه خریداران می باشد. یعنی ابتدا مشخص می شود مشتری چه می خواهد. بسیاری از کتب یا محافل علمی کشور، هوش بازاریابی را مترادف با اطلاعات بازاریابی یا تحقیقات بازار، میدانند .بررسی دقیق این مقوله ضروری بوده و این تحقیق با ارائه مدلی برای ایجاد هوش بازاریابی به سازمانها کمک میکند تا درک صحیحی نسبت به بازار پیدا کنند .
متناسب با مطالب فوق، در این بخش از تحقیق سعی خواهد شد تا در دو بخش اصلی یعنی ویژگی های کسب و کارهای کوچک و متوسط، هوش بازاریابی و مزیت رقابتی، آخرین مطالب و تئوری مطرح را بیان کنیم. در قسمت نهایی این بخش به مهمترین تحقیقات انجام گرفته در این حوزه اشاره می گردد.
2-2- ادبیات نظری تحقیق
2-2-1- بنگاه های کوچک و متوسط
شرکتهای کوچک و متوسط نقش مهمی در ایجاد شغل های جدید، نوآوری، انعطاف پذیری و رشد اقتصادی دارا می باشند. مدارک فراوانی وجود دارد که بیان می کند شرکت های کوچک جدید سریع تر رشد می کنند. شغل های خالص بیشتری ایجاد می کنند، به طور موثرتری ثروت را توزیع میکنند و نوآوری بیشتری دارند.
اقتصاددانان شکست شرکت های جدید را ناشی از ناکارایی فرآیند تولید و طراحی سازمانی آنها معرفی می کنند. ایجاد شرکت های جدید و ورود آنها به داخل یک صنعت در کل به عنوان یک عنصر کلیدی در توسعه اقتصادی و تکامل صنعت مطرح است.
شرکت های جدید بیشتردر معرض ریسک خروج (خصوصاً در سا ل های اولیه ورود) قراردارند.
مطالعه شرکت های کوچک و متوسط و عوامل مؤثر بر آن دارای اهمیت بسیاری است، چرا که شرکت های کوچک و متوسط می توانند بیکاری را کاهش دهند. آنها مانند یک تابع موازنه در بازار عمل کرده و باعث می شوند که سطوح سودآوری و قیمت در بلندمدت به سطح رقابتی برسند. اقتصاد های تولیدی از طریق ایجاد شرکت های کوچک و متوسط، فرآیند تخصصی نمودن خود را در طی زمان به سمت محصولاتی که دارای قدرت رقابتی بیشتری هستند سوق می دهند. (یدالهی و همکاران، 1388)
از کسب وکارهای کوچک و متوسط تعریف های گوناگونی ارائه شده است. (کسیم[6] ،2003) و باید بیان نمود که کوچکی و بزرگی مفهومی است نسبی و هیچ تعریف کمی و مقداری قابل قبولی نمی توان جستجو کرد و این تفاوت نه تنها از یک کشور به کشور دیگر صدق نمی کند، بلکه حتی گاهی در یک کشور نیز متغیر است؛ زیرا ممکن است فرمول های مختلفی لازم باشد تا اهداف مختلف و شرایط متفاوت راتأمین کند. (راتاناپورنسیری[7] ، 2003) اگر صنایع را از نظر اندازه طبقه بندی کنیم، سه گروه صنایع بزرگ، صنایع متوسط، صنایع کوچک، خواهیم داشت. (قره چه ، 1377)
در مطالعه ای که توسط مرکز توسعه صنعتی بین المللی انجام شده است، سازمان های کوچک را سازمان هایی تلقی کرده اند که کمتر از 100 پرسنل دارند. (خاکی، 1373) برای تعریف ویژگی های [8]SME همیشه از معیارهای یکسانی استفاده نمی شود. به عنوان مثال بعضی از تحقیقات، سازمان های کوچک و متوسط را این گونه تعریف می نمایند که شرکت های کوچک و متوسط دارای کارکنانی کمتر از 250 نفر می باشند و بعضی دیگر نیز اعتقاد بر این دارند که این نوع از شرکتها دارای کارکنانی کمتر از 500 نفر می باشند. (بک[9] و همکاران، 2005)
بر اساس دیدگاه اروپاییان شرکت های کوچک و متوسط موسسات خصوصی جدای از بخش کشاورزی هستند که دارای کارکنانی کمتر از 500 نفر می باشند. (کسیم ،2003)
مطابق تعریف یونیدو[10] (2003) و تعریف مورد پذیرش در اکثر کشورهای جهان، شرکت های کوچک و متوسط به شرح ذیل طبقه بندی شده اند:
به علاوه گردش مالی آنها بایستی کمتر از 40 میلیون یورو و با ترازنامه کمتر از 27میلیون یورو باشد و در نهایت از نظر اقتصادی باید مستقل باشند و بیش از 50 درصد آن متعلق به بخش خصوصی باشد. در ایران وزارت صنایع و معادن، جهاد کشاورزی و تعاون، بنگاه های کوچک و متوسط را واحدهای صنعتی و خدماتی می دانند که کمتر از 50 نفر پرسنل دارند. (مصلح شیرازی، 1385؛ احمدپور و مقیمی، 1385؛ آقاجانی، 1387)
بانک مرکزی ایران نیز کسب و کارهای کمتر از 100 نفر نیروی کار را کوچک و متوسط میداند. اما مطابق بررسی های مرکز پژوهش های بازرگانی و سازمان توسعه صنایع کوچک و متوسط و قوانین فعلی در ایران مجموعه بنگاه های صنعتی کمتر از 50 نفر پرسنل در زمره بنگاه های کوچک و متوسط هستند، همچنین بر اساس این بررسی ها حداقل مدت زمان لازم برای رسیدن به ابتدای مرحله رشد از زمان تأسیس کسب و کار بین 48 تا 72 ماه می باشد.
به مانند سایر مباحث علوم انسانی ، به علت نسبی بودن اصول، قوانین، قضایا و تئوری های مکشوفه، منابع مطالعاتی و تحقیقی مختلف، شیوه ها، نظرات و دیدگاه های متفاوتی را در مورد تعریف یک پدیده اجتماعی و انسانی عنوان می کنند. (آقاجانی و آقاجانی، 1385 )
از جمله ویژگی های شرکت های کوچک و متوسط که بر عملکرد آن تاثیرگذار است و بنابراین می تواند بر شکل گیری هوش بازاریابی تاثیر گذار باشد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
2-2-2- اندازه سازمان
اندازه شرکت مفهومی است نسبی و معیارهای متفاوتی برای متمایز ساختن سازمان های کوچک از سازمان های بزرگ وجود دارد. برخی از این معیارها عبارت اند از: تعداد کارکنان، میزان فروش سالیانه،
2-1-2. پرخاشگری و فرهنگ ها. 29
2-1-3. پرخاشگری و رفتار توأم با جرات. 30
2-1-4-1. پرخاشگری وسیله ای. 30
2-1-5. میزان و سن شیوع انواع پرخاشگری. 31
2-1-7. تفاوت های جنسیتی در پرخاشگری. 33
2-1-8. نقش ادراک مقاصد دیگران در نحوه پرخاشگری. 34
2-1-9. علل و عوامل پرخاشگری. 35
2-1-9-1. عوامل خانوادگی پرخاشگری. 35
2-1-9-2. عوامل محیطی پرخاشگری. 36
2-2-1-1. بزهکاری از منظر حقوقی. 39
2-2-1-2. بزهکاری از منظر جرم شناختی. 40
2-2-2-1. عوامل فردی بزهکاری. 42
2-2-2-2. عوامل اجتماعی بزهکاری. 45
2-3-1. تعریف لغوی طفل و نوجوان. 46
2-3-2. تعریف حقوقی طفل و نوجوان. 46
2-3-2-1. تعریف طفل و نوجوان در حقوق ایران. 47
2-3-2-2. تعریف طفل و نوجوان در اسناد بینالمللی. 49
2-4. کودکان و مفهوم عام مسئولیت. 52
2-4-1. سن مسئولیت کیفری کودکان. 52
2-4-2. مفهوم مسئولیت کیفری اطفال. 53
2-4-4. مسئولیت جامعه در قبال کودکان و بالعکس. 55
پرخاشگری و تاثیر آن در وقوع جرایم اطفال و نوجوانان 58
3 -1 : جرم دانستن پرخاشگری. 59
3 -1 -1 : تاثیر پرخاشگری بر وقوع جرایم. 60
3 -2 : نظریات ، عوامل و زمینه های گرایش به پرخاشگری 61
3 -2 -1 .نظریه های مربوط به پرخاشگری. 61
3-2-1-1. ذاتی بودن پرخاشگری. 62
3-2-1-2. اجتماعی بودن پرخاشگری. 62
3 -2 -1 -3 .فرضیه ناکامی – پرخاشگری. 63
3 -3 . عوامل گرایش به پرخاشگری. 64
3 -3 -1 . عوامل شخصیتی و فردی. 64
3 -3 -2 -1 . رابطه میان متغیرهای آب و هوایی و پرخاشگری 67
3 -3 -2 -2. رابطه میان محیط خانوادگی و گرایش به پرخاشگری 68
3 -3 -3 -2. فقر و مشکلات معیشتی. 69
3 -3 -4 . زمینه های فرهنگی. 72
3 -3 -4 -1 .رسانه های جمعی. 73
3 -4 . مسئولیت کیفری اطفال و نوجوانان. 74
3 -4 -1 . حداقل سن مسئولیت کیفری از منظر حقوق بین الملل 76
3 -4 -1 -1 . کنوانسیون حقوق کودک. 76
3 -4 -2 .قواعد حداقل معیار سازمان ملل برای مدیریت دادگستری اطفال و نوجوانان (قواعد پکن). 77
3 -4 -3 . موازین فقهی در رابطه با مسئولیت کیفری اطفال 79
این مطلب را هم بخوانید :
3 -5 . مسئولیت کیفری اطفال در نظام حقوقی ایران. 81
3 -5 -1 . مسئولیت کیفری اطفال در قوانین پیش از انقلاب اسلامی 81
3 -5 -2 . مسئولیت کیفری اطفال در قوانین بعد از انقلاب اسلامی 83
3 -5 -2 -1. مرحله اجرای قوانین جزایی مصوب 1361 و 1362 85
3 -5 -2 -2 . قانون مجازات اسلامی مصوب 1370. 85
3 -5 -2 -3 . قانون مجازات اسلامی مصوب 1392. 86
3 -5 -2 -3 -1 . جرائم تعزیری. 89
3 -5 -2 -3 -1 -1. گروه سنی 9 تا 12 سال. 89
3 -5 -2 -3 -1 -2 . گروه سنی 12 تا 15 سال. 90
3 -5 -2 -3 -1 -3 . گروه سنی 15 تا 18 سال. 91
3 -5 -2 -3 -2 . جرائم حدی و قصاصی. 92
پرخاشگری اطفال و نوجوانان و راهکارهای پیشگیری از آن 98
4 -1 .راهکارهای پیشگیری از پرخاشگری کودکان و نوجوانان 99
4 -1 -1 . حق کودکان بر پیشگیری از پرخاشگری و بزهکاری در پیمان حقوق کودک. 99
4 -1 -1 -1 . حق کودکان در برخورداری از خانواده مطلوب 99
4 -1 -1 -2 . حق کودکان بر زندگی کردن با پدر – مادر 101
4 -1 -1 -3 . حق کودکان در برخورداری از آموزش و پرورش 102
4 -2 .انواع پیشگیری از پرخاشگری و بزهکاری کودکان و نوجوانان 103
4 -2 -1 .پیشگیری از منظر سطوح اجرایی یا تعیین اولویت ها 104
4 -2 -1 -1 . پیشگیری نخستین یا ابتدایی. 104
4 -2 -1 -2 . پیشگیری دومین یا ثانویه. 105
4 -2 -1 -3 . پیشگیری سومین یا ثالث. 106
4-2-2 . پیشگیری از منظر زمان اجرا. 107
4 -2 -2 -1 . پیشگیری از منظر نحوه عمل یا فرایند اجرا 107
4 -2 -2 -2 . پیشگیری واکنشی. 107
4 -2 -2 -3 . پیشگیری واکنشی عام. 108
4 -2 -2 -4 : پیشگیری واکنشی خاص. 109
4 -2 -2 -5 .پیشگیری کنشی یا غیرکیفری. 109
4 -3 . رویکرد پیشگیری از بزهکاری. 110
4 -3 -2 . پیشگیری اجتماعی. 112
4 -3 -2 -1. پیشگیری اجتماعی جامعه مدار. 114
4 -3 -2 -2 . پیشگیری اجتماعی رشد مدار. 115
چکیده
دوران کودکی اساسیترین دوران برای شکلگیری شخصیت در افراد و رفتن آنها به راه صلاح یا راه تباهی و انحراف است. در صورتی که انسان به علل محیطی و اجتماعی گوناگون از اوان کودکی رفتار نابهنجار را بپیماید، موضوع پرخاشگری اطفال و بالتبع پیامدهای جرم شناختی آن مطرح می شود. من جمله این پیامدها، بزهکاری کودکان و نوجوانان است که علاوه بر آنکه امروزه یکی از دشواریهای این گروه سنی است، خسارتها و صدمههایی هم برای بزه دیدگان و جامعه ایجاد میکند. به منظور کنترل رفتارهای پرخاشجویانه لازم است انواع پرخاشگری و منشأ آن از یکدیگر متمایز شود و عوامل تشدید کننده آن شناسایی شود. همچنین بزهکاری کودکان و نوجوانان نیز با نظر به منابع قانونی از بزهکاری بزرگسالان تفکیک شود و حد و حدود مسئولیت کیفری آنان تعیین شود. النهایه ضروری به نظر می رسد راهکارهای پیشگیری از پرخاشگری و بزهکاری این دسته سنی مورد مطالعه و بررسی دقیق قرار گیرد. در این راستا شناسایی حقوق کودکان و تامین نیاز آنان و انواع سیاست های پیشگیرانه می تواند در این مهم نقش بسزایی داشته باشد.
این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی و مطالعه کتابخانه ای به بررسی این موضوعات می پردازد. نتیجه حاصل از تحقیق، تمایز بین انواع پرخاشگری و نیز سن مسئولیت کیفری کودکان و بزرگسالان در اسناد بین المللی و قوانین داخلی است. همچنین پیشگیری از بزهکاری در سطوح مختلف قابل اجراست.
کلمات کلیدی: پرخاشگری، کودکان، بزهکاری، جرم شناسی، پیشگیری
1-1. مقدمه
کودکان و نوجوانان سرمایه های معنوی جامعه می باشند و سلامت روح و جسم آن ها تضمین کننده ی سلامت جامعه در آینده است. بنابراین مسائل آنان از جمله مسائلی است که باید به آن ها توجه ویژه ای مبذول داشت . بررسی ریشه ای مسائل اطفال و از آن جمله بزهکاری اطفال ، برای رسیدن به یک جامعه ی ایده آل شرطی ضروری است.
در واقع از قدیم الایام گفته اند، پیشگیری بهتر از درمان است. طبعا اگر طفلی به هر دلیلی از ابعاد جسمانی، روانی و رفتاری به نقصان و یا انحرافی مبتلا گردد، قهرا بازپروری وی مستلزم صرف هزینه های هنگفت و مضاعفی خواهد بود. از طرف دیگر بسیاری از افرادی که همواره مرتکب جرائم گوناگونمی شوند، همان کودکان بزهکار دیروز هستند.
از جمله مسائل همیشگی و مطرح نزد اندیشمندان و بالاخص حقوقدانان و جرم شناسان، موضوع بزهکاری اطفال و نحوه مقابله با آن و شیوه های انحراف و کجروی آن ها در جامعه می باشد . از آن جا که دلایل و عوامل بروز جرم در میان اطفال با افراد بزرگسال متفاوت بوده و از سوی دیگر این طبقه از جامعه دارای وضع روانی و اجتماعی حساس تر و به مراتب آسیب پذیرتری نسبت به سایرین می باشند ، لذا باید روشی متناسب با شرایط و موقعیت این افراد اتخاذ شود . این روش تحت عنوان سیاست کیفری مربوط به کودکان ونوجوانان بزهکار اهمیت فراوانی دارد .
بر این اساس بیش از چند دهه است که دنیا به این نتیجه رسیده است که راه پیشگیری از جرم نمیتواند متکی بر پیشگیری وضعی، پیشگیری پلیس محور، پیشگیری کنترل بیرونی و کنترل کیفری باشد، یعنی ما نباید سعی کنیم که از طریق زندان، ارعاب، کیفر و مجازات مانع وقوع جرم شویم. دلیل این موضوع هم این است که زمانی که به بسیاری از کشورهای جهان توجه میکنیم، در مییابیم که به رغم اینکه تقریبا اکثر کشورهای دنیا سختترین مجازاتها نظیر اعدام را در قوانین موضوعه خود پیشبینی کردهاند، اما نتوانستند با وجود این کیفر های شدید، جلوی ارتکاب جرایم مختلف حتی جرایم مستوجب مجازات اعدام را بگیرند، این جرایم مختلف به وفور انجام میشود و افراد از اینکه مجازات این جرم اعدام است، از انجام آن جرم ابایی ندارند و مرتکب آن میشوند.
به همین خاطر از چند دهه گذشته رویکرد سازمان ملل متحد و همچنین رویکرد اکثر نظامهای حقوقی در دنیا به سمت این موضوع بوده است که ما باید به عوامل اجتماعی موثر در گرایش به جرم که پرخاشگری می تواند یک عامل بسیار تاثیرگذار باشد توجه کنیم و به ویژه کشورهای مختلف در این رهگذر، به سمت دوران کودکی رفتهاند.
1-2. بیان مساله
بی تردید در عصر حاضر، موضوع کودکان و نوجوانان بزهکار یکی از مسائل دشوار و ناراحت کننده ای است که توجه بسیاری از متخصصان از جمله روانشناسان، جامعهشناسان و جرمشناسان را به خود جلب کرده است. آنان اغلب درصدد پاسخگویی به این سوال هستند که چرا تعدادی از کودکان و نوجوانان در جرائم مختلف از جمله جرائم پرخاشگرانه و جامعه ستیزانه شرکت میکنند و چگونه میتوان از جرائم آنها پیشگیری کرد.
از میان بسیاری از رفتارهای خودکنترلی که فرد بایستی در طول زندگی بیاموزد شاید هیچ یک به اندازه پرخاشگری اهمیت نداشته باشد، زیرا عدم توانایی در کنترل پرخاشگری باعث تحمیل هزینه های بسیاری بر فرد در موقعیتهای مختلف زندگی میگردد. پرخاشگری از رایجترین اختلالات دوران کودکی و نوجوانی است که ممکن است با اختلالات دیگری مانند اختلالات مقابلهای اختلال بیش فعالی، اختلالات خلقی، اختلالات شخصیت و غیره ظاهر شود. علت مراجعه بسیاری از والدین در مورد کودکان و نوجوانان به مراکز روانشناختی همین پرخاشگری است. کودکان و نوجوانان پرخاشگر ممکن است خطاهای پردازش شناختی داشته باشند که تعبیر و تفسیر تعاملات اجتماعی خود و دیگران را برای آنها دشوار میسازد.
پرخاشگری به دو شکل وسیلهای و خصمانه صورت می گیرد. پرخاشگری وسیلهای، رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی ولی پرخاشگری خصمانه، به رفتاری گفته میشود که به قصد آسیب رساندن بـه دیگری صورت میگیرد. پرخاشگری های بین کودکان معمولا از نوع وسیلهای است. این نوع پرخاشگری، به خاطر متعلقات است. کودکان اسباب بازی همدیگر را میقاپند، یکدیگر را هل میدهند تا با اسباب بازی مورد عـلاقهشان بـازی کنند؛ بهندرت اتفاق میافتد که بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند. پرخاشگری در کودکان علل مختلفی دارد. یکی از این عوامل، تولد نوزاد جدید است. کودک، ممکن اسـت فکر کند که با ورود این میهمان ناخوانده، دیگر جایی برای محبت به او باقی نمانده و نمیتواند مانند همیشه مرکز توجه اطرافیان خود باشد. ازاینرو، دست به پرخاشگری میزند. نـاکامی نیز از عوامل مؤثر در پرخاشگری است. کودکی که دلش میخواهد هـنگام بازی یا هرگونه رقابت با هم سن و سالان خود همیشه برندهی مسابقه باشد، در صـورت برآورده نشدن خواستههایش، دچار ناکامی شده و پرخاشگری میکند. شیوههای تربیتی والدیـن نـیز در امـر پرخاشگری کودک مؤثر است. استفاده از تنبیهات بدنی و عدم نظارت بر اعمال و رفتار با کـودکان، در بـالا رفتن میزان پرخاشگری در کودکان مؤثر است. برقرار نکردن ارتباط عاطفی مناسب با کـودک سـبب مـیشود که او خود را تنها و بیکس احساس کند. در این حالت با کمبود محبت مواجه شده، در نتیجه دچـار بـرخی اختلالات روانی از جمله اضطراب، افسردگی و پرخاشگری میگردد. رفتار پرخاشگرانهی والدیـن بـا یکدیگر نیز تأثیر سوئی در حافظهی کودکان بر جای میگذارد. ذهن کودک مانند لوح سـفیدی اسـت که تمام اعمال، رفتار وگفتار دیـگران در آن نـقش بسته و بـه تدریج شـکل مـیگیرد. ممکن است رفتاری کـه از پدر و مادر سر میزند، همان لحظه توسط کودک تقلید نشود ولی در رفتارهای آیندهی وی بیتأثیر نخواهد بود.
اما پرخاشگری در میان نوجوانان ار نوع پرخاشگری خصمانه است. اولین مساله افزایش آگاهی جوانان در جهت مساله گشایی و حل مسائل و مشکلات زندگی بر اساس راهبردهای عقلایی است. با توجه به اینکه خیلی از افراد قدرت رویارویی منطقی و عقلانی یا به عبارتی قدرت مساله یابی و حل مساله را در جهت رفع مسائل ندارند لذا وارد راهبردهای احساسی و عاطفی شده و متناسب با آن به خشونت دست می زنند. به نظر می رسد یکی از مهمترین دلایل نارضایتی و در نتیجه خشونت در میان جوانان بحث عدم تامین نیاز است. امروزه جوانان نیازهای متعددی دارند که در صورت برآورده نشدن آنها، جوان به ابزارهایی مانند خشونت و پرخاشگری متوسل می شود.
واکنش نوجوانان در برابر مشکلات و مسائل شبیه به یکدیگر نمی باشد. بسیاری از آنها در مقابل این فشارها مقاومت می کنند و سعی میکنند آنها را برای خود هدفدار و معنی دار سازند و با آنها کنار آیند، بعضی ها زود از پای در آمده و تسلیم می شوند و بعضی هم آن را به دست عوامل مذهبی، مناسک و نیروهای ماورائی می دهند.
در تبیین منشا و ماهیت پرخاشگری و جرائم پرخاشگرانه، نظریه پردازان مختلف نقش عوامل زیستی، جامعه شناختی و روانشناختی را مطرح کرده اند. در تلفیق دو دیدگاه جامعه شناختی و روانشناختی، روانشناسان اجتماعی بر نقش عوامل فردی و محیطی در بروز پرخاشگری و جرائم پرخاشگرانه تاکید کردهاند و با استفاده از نظریه شناخت اجتماعی تبیین دقیقی از جرم و بزهکاری ارائه داده اند.از سالهای 1980 به بعد رفتار پرخاشگرانه به طور فزاینده برحسب نقایصی در شناخت اجتماعی توضیح داده شده است. شناخت اجتماعی، درک فرد از حالات روانشناختی خود و استنباط او از مردم و روابط و موقعیت های اجتماعی است. این شناخت بخش مهمی از شناخت درباره جهان را تشکیل می دهد و در کنشوریهای اجتماعی، نحوه قضاوت درباره خود و دیگران و کنترل رفتارها و هیجانات اثر می گذارد. شناخت اجتماعی، مستلزم مهارتهای شناختی مختلف و پردازش دقیق اطلاعات اجتماعی است که به منظور حل مسائل اجتماعی، یعنی مسائل مرتبط با شرایط فعلی و پاسخگویی به تقاضاهای درونی و بیرونی به کار گرفته می شود. این رویکرد بر نقش متقابل شناخت و محیط در تعیین رفتار تاکید می کند. در مجموع پژوهشهای انجام شده در زمینه تفاوت شناخت اجتماعی بزهکاران پرخاشگر (بزهکارانی که مرتکب جرائم پرخاشگرانه شده اند) و نوجوانان عادی آشکار کردهاند که بزهکاران پرخاشگر گرایش دارند به رفتار دیگران نیتهای خصمانه نسبت دهند، دنیا و اطرافیان خود را اعتمادپذیر نمیدانند و اغلب راهکارهای پرخاشگرانه را برای حل مسائل روزمره زندگی انتخاب میکنند.
موضوع مهم در خصوص پرخاشگری تبعات جرم شناختی آن است؛ اینکه پرخاشگری چه تاثیری در ارتکاب جرم از سوی اطفال و نوجوانان دارد؟
تحقیق حاضر درصدد بررسی و پاسخگویی به موضوع فوق است.
1-3. ضرورت انجام تحقیق
امروزه در اکثر جوامع پدیدهای به نام پرخاشگری کودکان رواج زیادی پیدا کرده است. این پدیده غالب والدین و معلمان را بـه خـود مشغول داشته است و همه سعی دارند به نحوی این مورد را کنترل نمایند. یکی از راههای اصولی و منطقی برای کنترل این پدیده اطلاعات بیشتری است که از نحوه یادگیری این امر، چگونگی رواج آن و راههای مقابله بـا آن کـسب میکنیم. بزهکاری اطفال و نوجوانان به عنوان یک رفتار غیر معمول از اشکال انحرافات اجتماعی است و گسترش آن حیات اجتماعی را به خطر میاندازد. به همین دلیل توجه محققان از جمله جامعهشناسان، جرمشناسان و روانشناسان را به خود جلب کرده است. بزهکاری این افراد از این جهت بسیار بیشتر مورد توجه است که آنان بزرگسالان فردا هستند؛ به همین دلیل رفتارهای ضد اجتماعی آنها میتواند مشکلات جدی برای خانواده و اجتماع ایجاد کند. آنان در روابط بین فردی خود از مهارتهای اجتماعی ضعیفی برخوردارند و اغلب از سوی خانواده و همسالان مورد طرد قرار میگیرند. بنابراین ضرورت و اهمیت شناخت ایـن پدیـده بـدیهی است.
1-4 . اهداف تحقیق
اهداف مشخص تحقیق عبارتند از:
1-بررسی پیامدهای جرم شناختی پرخاشگری کودکان و نوجوانان
2- بررسی راهکارهای پیشگیری از پرخاشگری در نوجوانان
1-5 . سوالات تحقیق
سوال اصلی:
پرخاشگری کودکان و نوجوانان دارای چه پیامدهای جرم شناختی است؟
سوالات فرعی:
1: راهکارهای پیشگیری از پرخاشگری در کودکان چیست؟
2: راهکارهای پیشگیری از پرخاشگری در نوجوانان چیست؟
1-6 . فرضیات تحقیق
فرضیه اصلی:
پرخاشگری به ویژه در نوجوانان میتواند سبب جرم و بزه و تجاوز به حقوق دیگران در نوجوانان شود.
فرضیه های فرعی:
1: مواردی از قبیل توجه به کودک، دوری از محرک های پرخاشگرانه، عدم استفاده از تنبیه بدنی و شناسایی حقوق اولیه کودک می توان در کاهش میزان خشونت و پرخاشگری موثر باشد.
2 : برنامه ریزی های جامع و پایدار متناسب با نیازهای نسل نوجوان و توجه به عناصر تربیتی و روانشناسی و جامعه شناسی ذیربط و نیز نظارت اجتماعی می تواند به کاهش پرخاشگری و بالتبع جرایم نوجوانان منجر شود.
۱-7 . نوع تحقیق
نوع تحقیق در این پایان نامه نظری و کاربردی است. در تحقیق پیش روی نگارنده ابتدا به صورت نظری به تعریف و مفهوم پرخاشگری و بزهکاری از منظر اصطلاحی، حقوقی و جرم شناختی و نیز عوامل بروز پرخاشگری و بزهکاری و نیز تعریف لغوی و حقوقی طفل و نوجوان در حقوق ایران و اسناد بین المللی پرداخته و سپس پیامدهای جرم شناختی پرخاشگری در کودکان و نوجوانان را مورد مداقه قرار می دهد. یافته های این تحقیق نیز دارای ابعاد نظری و کاربردی است، به گونه ای که نه تنها می تواند در مطالعات حقوقی محققان مثمر ثمر باشد، بلکه در تفسیر مقررات حقوقی و کیفری و نیز در صدور آرای مربوط به مجرمان متاثر از پدیده پرخاشگری مورد استفاده فعالان حقوقی من جمله محققان، قضات و وکلا خواهد بود
1 -8 : نوآوری تحقیق
در این پژوهش نگارنده تلاش نموده است نه تنها عوامل جرم شناختی در وقوع پرخاشگری در کودکان و نوجوانان را تبیین نماید، بلکه پیامدهای پرخاشگری و تاثیرات آن از ابعاد مختلف را مورد بررسی قرار دهد. همچنین راهکارهای پیشگیری و کاهش ارتکاب جرائم ناشی از پرخاشگری مورد مطالعه قرار گرفته اند. از این جهت که مطالعه حاضر نه تنها به بررسی عوامل دخیل در وقوع پرخاشگری می پردازد، بلکه راهکارهای مقابله با اثرات مخرب آن را نیز بررسی می کند، جنبه نوآوری تحقیق پیش روی محسوب می شود.
1 -9 . روش تحقیق
روش تحقیق در این پایان نامه به روش توصیفی – تحلیلی است، که باسبک استدلال متعارف پیرامون موضوع تحقیق بکار می رود. به اینصورت که پس ازگردآوری اطلاعات ودسته بندی آنها به تعریف و توصیف مفاهیم و مبانی ارائه شده در تحقیق حول محور موضوع پایان نامه، می پردازیم و نهایتاً با تجزیه و تحلیل مبانی و دیدگاه های به دست آمده، به نتیجه مطلوب و مورد نظر دست می یابیم و نگارنده به این نحو به بررسی موضوع پرداخته است.
1-9 -1. روش گردآوری اطلاعات
روش جمع آوری اطلاعات در این رساله روش کتابخانه ای و فیش برداری است. در این روش نظرات کاربردی متخصصان اهل فن، بانک های اطلاعاتی و در صورت لزوم اسناد و مواد قانونی مرتبط، کتب، مقالات، منابع اینترنتی، ابتدائا جمع آوری و مطالعه می گردند و سپس مطالب مرتبط در فیش های کدبندی شده درج می گردند. پس از کفایت جمع آوری و فیش نگاری، مطالب تجزیه و تحلیل شده و به صورت نهایی نگارش می شوند، سپس فهرست بندی شده و طبق پلان اولیه پایان نامه تدوین می گردد.
1 -9 -2 . ابزارهای گردآوری اطلاعات
برای کسب اطلاعات هر چه بیشتر درباره موضوع مورد تحقیق و شناخت دقیقتر آن و به منظور تعیین اهداف پژوهشی ابزارهای گرد آوری اطلاعات، با مراجعه به منابع موجود و با استفاده از روش فیش برداری و مقایسه این فیش ها می باشد. مهمترین ابزارگردآوری نگارنده نکته برداری (فیش نگاری) از منابع کتابخانه ای است که پس از مطالعه این منابع و نکته برداری از آن ها مطالب بدست آمده را دسته بندی نموده و از هریک در مبحث مناسب خود استفاده می نماید وآن ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد.
1-9-3. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
با توجه به این که تحقیق به صورت تحلیل محتوایی و توصیفی صورت می گیرد و موضوع ذیل مطالعات علوم انسانی و رشته حقوق است. تجزیه تحلیل اطلاعات از طریق شیوه های استدلال حقوقی و منطقی می باشد. ابتدائا منابع بررسی و قواعد استخراج می گردند و سپس شرایط از آنها استخراج می گردد. ممکن است از یک قاعده کلی قواعد جزیی تر استخراج گردد یا اینکه با استقراء در منابع شرایط استنباط و ارایه گردند. به طور کلی نگارنده از نظر منطقی جزئیات مربوط به مسئله تحقیق خود را با گزارههای کلی مربوطه ارتباط میدهد و به نتیجهگیری می پردازد.
1 -10 : سامان دهی تحقیق
این تحقیق در پنج فصل به رشته تحریر در آمده است .فصل اول را محقق به ذکر کلیات تحقیق اختصاص داده است و مباحثی مانند بیان مساله ، سوالات ، فرضیات ، اهداف ،روش و … را عنوان نموده است .در فصل دوم مفاهیم تحقیق عنوان شده است و واژگان کلیدی و مورد استفاده تحقیق تعریف شده است .در فصل سوم با عنوان پرخاشگری و تاثیر آن در وقوع جرایم اطفال و نوجوانان به بررسی وضعیت شناخت پرخاشگری به عنوان جرم می پردازد و ضمنا نظریات مربوط به پرخاشگری نیز در این فصل مورد بررسی قرار می گیرند و سپس در فصل چهارم با توجه به این که لزوم پیشگیری از پرخاشگری اثبات شده است راهکارهای پیشگیری از پرخاشگری را عنوان می کند و با ذکر نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات و جمع آوری منابع و ماخذ در فصل پنجم پژوهش خود را به پایان می رساند
در این فصل به مفاهیم پایه ای در خصوص موضوع تحقیق پرداخته خواهد شد که شامل مفاهیم پرخاشگری، بزهکاری، اطفال و نوجوانان است.
2-1. پرخاشگری
چنانچه میزان ابتلاء جوامع بشری به یک موضوع خاص را یکی از معیارهای اهمیت آن موضوع بدانیم به جرات می توان ادعا کرد که پرخاشگری از جمله مسائل عمده و با اهمیتی است که انسان ها از گذشته های دور تاکنون به صورت گسترده ای با آن سر و کار داشته و دارند. نگاهی گذرا به آمار خیره کننده و روزافزون جنایات و درگیری هایی که در جوامع انسانی به وقوع می پیوندد – که بخش عمده ای از آن ها ناشی از رفتارهای پرخاشگرانه است – مؤید این ادعا است.
در این زمینه عنوان شده است : «اغلب معتقدند که پرخاشگری انگیزه ای است که باید درباره آن بیش تر بدانیم، ما به یکدیگر حمله می کنیم، آسیب می رسانیم، و گاهی همدیگر را می کشیم، در واقع ما با دشنام دادن یا کوشش در جهت بی آبرو کردن دیگران به صورت کلامی پرخاشگری می کنیم…» (محی الدین بناب، 1374، 55).
به موازات پیشرفت صنایع و علوم و متحول شدن زندگی بشری، روابط انسانی نیز نسبت به قبل پیچیده تر شده است. در این راستا، مشکلات و معضلات روحی و روانی فراوانی در جوامع انسانی به وقوع پیوسته که این امر ضرورت بررسی گسترده و دقیق موضوعات روان شناختی نظیر پرخاشگری را ایجاب نموده است. به طوری که امروزه پرداختن به موضوع پرخاشگری منحصر به کتب روان شناسی نیست بلکه در دیگر حوزه های علمی هم چون روان پزشکی، آسیب شناسی روانی، روان شناسی اجتماعی و حتی جرم شناسی که یکی از شاخه های حقوق کیفری است، از جهات متفاوت مورد بررسی قرار گرفته است.
در چند دهه اخیر، موضوع پرخاشگری توجه بسیاری از دانشمندان و متخصصان را به خود معطوف کرده است، به گونه ای که ده ها کتاب و صدها مقاله در خصوص این موضوع به چاپ رسیده است.
لازم به ذکر است که «خشم» با «پرخاشگری» تفاوت دارد. صاحب نظران معتقدند «خشم یکی از هیجانات نیرومندی است که دست آفرینش در انسان نهاده است و از سال های اولیه رشد، بروز می کند و اغلب رفتارهای پرخاشگرانه را به دنبال دارد». نتیجه آن که پرخاشگری هیجان نیست بلکه از آثار حالت هیجانی خشم است و برای فرونشاندن آن و معمولا همراه آن رخ می دهد (دفتر همکاری حوزه و دانشگاه تهران، 1375، 495).
2-1-1. تعریف پرخاشگری
به نظر می رسد ارائه یک تعریف برای اصطلاح پرخاشگری که مورد قبول همگان باشد امکان پذیر نیست زیرا نظرات متفاوت درباره این که آیا باید پرخاشگری را بر اساس نتایج ملموس و عینی آن و یا بر اساس نیت و مقاصد شخصی افراد تعریف کنیم، باعث پدید آمدن تعریف های متفاوتی از پرخاشگری شده است: برخی از روانشناسان پرخاشگری را رفتاری می دانند که موجب آسیب دیگران شود یا بالقوه بتواند به دیگران آسیب بزند. این آسیب می تواند بدنی مانند کتک زدن، لگد زدن و گاز گرفتن، یا لفظی مانند ناسزاگویی و فریاد زدن و یا حقوقی، مانند به زور گرفتن چیزی باشد (هزی پاول ماسن و همکاران، 1377، 425 – 426).
ایراد تعریف فوق این است که نسبت به برخی رفتارها که پرخاشگرانه به حساب نمی آیند مانعیت ندارد. مثلا اگر کودکی هنگام بازی، اسباب بازی خود را پرتاب کند اما ناخواسته به فرد دیگری برخورد کند، رفتار وی بر اساس تعریف مزبور، رفتار پرخاشگرانه به حساب خواهد آمد.
تعریف دیگری که برای پرخاشگری ارائه شده است بر نیت فرد پرخاشگر تکیه دارد و پرخاشگری رفتاری دانسته شده که به قصد آسیب یا آزار رساندن از کودک سر بزند. برخی این تعریف را مورد نقد قرارداده و گفته اند: نیت امری عینی و ملموس نیست و می تواند مورد تفسیرهای گوناگون قرار گیرد. بسیاری از محققان ترکیبی از این تعاریف را پذیرفتهاند و رفتاری را که موجب آسیب دیگران گردد، پرخاشگرانه می دانند، به ویژه اگر فرد بداند عمل او آسیب و آزار دیگران را به دنبال دارد.
در مقام قضاوت نسبت به تعاریف ارائه شده برای پرخاشگری، به نظر می رسد قصد و نیت در پرخاشگری دخالت دارد و هر کس با علم حضوری از نیت خود آگاه است و می توان از راه آثار مشابه، آن را در دیگران نیز شناسایی کرد و از این جهت، وسیله قابل تفکیک از سایر نیت ها و حالات درونی می باشد. بدین ترتیب، اگر فرد رفتار خشنی را برای هدفی از روی عمد انجام دهد، رفتار وی پرخاشگرانه تلقی می شود، چه از عواقب آن آگاه باشد و چه نباشد (دفتر همکاری حوزه ودانشگاه تهران، 1375، 496).
2-1-2. پرخاشگری و فرهنگ ها
صدق عنوان پرخاشگری بر یک رفتار خاص بستگی به نوع فرهنگی دارد که در یک جامعه حاکم است. و بدین جهت، امروزه در جوامع غربی به هر نوع تندخویی پرخاشگری اطلاق می گردد. در حالی که، سابقا در همین جوامع مفهوم پرخاشگری همراه با حمله به فرد یا شیء به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بوده است. همان طوری که امروزه در کشورهای آسیایی مفهوم پرخاشگری این چنین است (خداپناهی، 1377، 46). همچنین این که چه امری سبب خشمگین شدن و رفتار پرخاشگرانه میشود، بستگی به نوع فرهنگ جامعه ای دارد که فرد در آن زندگی می کند. به عبارت دیگر، مردم در همه جای دنیا خشمگین می شوند اما خشمگین شدنشان مطابق با قواعد فرهنگی جامعه ای است که در آن زندگی می کنند (تاواریس، 1373، 58).
نکته قابل توجه دیگری که در زمینه پرخاشگری و فرهنگ ها مطرح است این است که، در تمامی فرهنگ ها وجود منافع ضروری برای حیات بشر در پرخاشگری پذیرفته شده است لکن این امر هم قابل قبول همگان است که در صورت عدم کنترل رفتار پرخاشگرانه چه بسا خطرات جبران ناپذیری هم چون قتل به وقوع پیوندد. بدین جهت، همه جوامع باید راه هایی بیابند تا مانع از آن شوند که اعضای آن یکدیگر را بکشند یا به هم آسیب برسانند. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه ای کنترل می کنند ولی از لحاظ ارزشی که برای آن قایلند، در میزان محدود کردن آن با هم فرق دارند. برای مثال، در میان قبایل سرخ پوست آمریکایی، کومانچی ها کودکانشان را جنگجو بار می آورند و حال آن که هوپی ها و زونی ها که از گروه های قومی هستند به فرزندانشان صلح جویی و رفتار غیر پرخاشگرانه می آموزند. در آمریکای معاصر جوامع هوتری بر صلح جویی به عنوان شیوه ای از زندگی تاکید می کنند و فرزندانشان را طوری تربیت می کنند که پرخاشگر نباشد. اصولا در فرهنگ آمریکایی برای پرخاشگری و سرسختی ارزش قایلند (Bandura, A. 1973, p. 86)
در فرهنگ اسلامی گرچه تجاوز و تعدی به دیگران از مصادیق پرخاشگری به حساب می آید و امری نامطلوب شمرده می شود لکن به افراد اجازه می دهد در صورتی که مورد پرخاشگری دیگران واقع شوند از خود دفاع کنند البته به نحوی که منجر به تعدی و ظلم نشود (هزی پاول ماسن و همکاران، 1377، 425 و 426).
2-1-3. پرخاشگری و رفتار توأم با جرات
باید به این نکته توجه داشت که رفتار توام با جرات به عنوان رفتار پرخاشگرانه محسوب نگردد. گاه رفتاری از فرد سر می زند که به منظور کنترل و نظارت بر دیگران و بدون قصد آسیب رساندن است، مانند جلوگیری کودک از این که مبادا کسی اسباب بازی وی را از چنگش به در آورد. این رفتار جرات ورزی است که مردم معمولا بدون جدا سازی صحیح این دو اصطلاح، شخص با جرات را پرخاشگر به حساب می آورند. برای نمونه، ممکن است کسی را که در جست وجوی کالایی است و در این رابطه با دیگران برخوردی مصرانه دارد و به سادگی جواب رد را نمی پذیرد، پرخاشگر بدانند، در حالی که او فقط با جرات است. با توجه به این تمایز است که برای از بین بردن و جلوگیری از ظهور رفتارهای پرخاشگرانه در کودکان، تعلیم و عادت دادن راه های جامعه پسند با جرات بودن پیشنهاد شده است (هزی پاول ماسن و همکاران، 1377، 426).
2-1-4. انواع پرخاشگری
پرخاشگری بر حسب قصد و هدف انجام آن به دو نوع پرخاشگری وسیله ای و پرخاشگری خصمانه تقسیم می شود که در ادامه به توضیح آن می پردازیم.
2-1-4-1. پرخاشگری وسیله ای
پرخاشگری وسیله ای یعنی اگر رفتار نابهنجاری در جهت رسیدن و دستیابی به هدفی خارجی انجام گیرد پرخاشگری وسیله ای تلقی می شود (هزی پاول ماسن و همکاران، 1377، 427). بر اساس نظر برخی از محققین (بوس، 1966) در پرخاشگری وسیله ای از پرخاشگری به عنوان روشی برای ارضای سایر انگیزه ها استفاده می شود. مثلا شخصی ممکن است از تهدید استفاده کند تا دیگران را به انجام دادن خواسته های خود وادار نماید، یا کودکی ممکن است از پرخاشگری به عنوان روشی برای جلب توجه دیگران استفاده کند (محی الدین بناب، 1374، 56).
بیش تر پرخاشگری های اطفال خردسال از نوع وسیله ای و برای تصاحب شی ء مورد علاقه است. آنان با اعمالی مانند هل دادن در تلاشند تا اسباب بازی دیگران را به چنگ آورند و کم تر مواردی است که به قصد آسیب دیگران و از روی عصبانیت اقدام نمایند (دفتر همکاری حوزه ودانشگاه تهران، 1375، 496).
2-1-4-2. پرخاشگری خصمانه
از سوی دیگر پرخاشگری در صورتی که به قصد آسیب دیگران باشد، خصمانه تلقی می شود. تعریفی که به نظر اکثریت مناسب است این است که «پرخاشگری خصمانه هر نوع رفتاری است که هدفش اذیت کردن یا آسیب رساندن به موجود زنده دیگری است که بر انگیخته شده است تا از این رفتار پرهیز کند. (بارون 1977)»
لازم به ذکر است که پرخاشگری خصمانه طیف وسیعی از رفتارها را برمی گیرد و ممکن است بدنی یا کلامی، فعال یا غیرفعال و مستقیم یا غیر مستقیم باشد. تفاوت پرخاشگری بدنی با کلامی، تفاوت بین آزار جسمی و حمله با کلمات است. تفاوت پرخاشگری فعال با غیرفعال، تفاوت بین عمل آشکار و قصور در عمل است و منظور از پرخاشگری غیر مستقیم پرخاشگری بدون برخورد رودررو است (محی الدین بناب، 1374، 56).
2-1-5. میزان و سن شیوع انواع پرخاشگری
پرخاشگری در حقیقت یکی از نمودهای رشد اجتماعی است. در پایان یک سالگی، حدود 46 درصد رفتارهای اولیه همسالان را رفتارهای پرخاشگرانه و متعارض تشکیل می دهد. (برونسون 1981) پرخاشگری یکی از ملاک های رشد اجتماعی است که در کودک به اشکال مختلف از قبیل خراب کردن، برداشتن اسباب بازی کودکان دیگر، جیغ و فریاد زدن، گریه کردن، زد و خورد کردن و ناسازگاری و اختلاف ظاهر می شود (دفتر همکاری حوزه ودانشگاه تهران، 1375، 822).
سال های اولیه کودکی و سنین قبل از مدرسه، مملو از پرخاشجویی بوده و در آن بیش از سال های قبل و بعد رفتارهای خصمانه مشاهده می شود. در این ایام بیش تر پرخاشگری ها از نوع وسیله ای است، در حالی که، پس از طی دوره پیش دبستانی به نوع خصمانه مبدل می شود و با رفتارهای ناپسندی هم چون یاوه گویی و تمسخر همراه می گردد. زمانی که کودکان دریابند کودک دیگری قصد آسیب رساندن به آن ها را دارد، احتمالا برای تلافی به جای مضروب ساختن و خراب نمودن اسباب بازی های وی، خود او را مستقیما مورد حمله قرار می دهند.
به موازات رشد سنی کودک، نحوه بروز حالت پرخاشگری از حالت علنی و آشکار به صورت رمزی درمی آید. او سعی می کند با درونی ساختن خشم خویش، از برخوردهای آسیب رساننده جسمانی و لحظه ای کاسته و به تدریج با واکنش های غیر مستقیم، فرد مقابل را مورد شکنجه روانی قرار دهد. در سال های اولیه کودکی ظهور خشم سریع بوده و به زودی از بین می رود، اما در سنین بالاتر، کودک فرا می گیرد که رنجش و غم خویش را در درون، محبوس ساخته و آن را در مدت مدیدی با انجام اعمال منفی گرایانه به ظهور برساند (دفتر همکاری حوزه ودانشگاه تهران، 1375، 497).
تقسیم بندی پرخاشگری مستقیم و غیر مستقیم براساس شناخت و عدم شناخت علت و یا علل پرخاشگری صورت پذیرفته است. اگر علت یا علل پرخاشگری روشن باشد، مثلا فرد دیگری یا شیءای باعث شده که ما به مقصود خود نرسیم و ما هم آن عامل را می شناسیم و از خود رفتار پرخاشگرانه بروز می دهیم، در این صورت پرخاشگری مستقیم اطلاق می شود، اما در صورتی که عامل پرخاشگری را نمی شناسیم مثلا در اتوبوس به اشتباه با فردی برخورد می کنیم و او شروع به پرخاشگری می کند، این نوع پرخاشگری را که زمینه های قبلی دارد و در حقیقت تخلیه هیجان های قبلی است، پرخاشگری غیرمستقیم می نامند (خداپناهی، 1377، 47).
2-1-6. ثبات پرخاشگری
آیا پرخاشگری دوران کودکی، در سال های بعد نیز ثابت می ماند و اثری پایدار در طول عمر دارد؟ این سؤالی است که عده ای از پژوهشگران را به تکاپو انداخته است. در واقع ثبات پرخاشگری، همانند ثبات هوش است، همان طور که میزان هوش در کودکی می تواند حاکی از سطح رشد شناختی آینده باشد، آگاهی از وضعیت پرخاشجویی کودک نیزآینه نسبتا مناسبی برای مشاهده، تخمین و ارزیابی رفتارهای آتی وی به حساب می آید. به احتمال زیاد کسانی که در سال های اولیه کودکی به شدت پرخاشجو هستند، در دوران جوانی و بزرگسالی نیز چنین خواهند بود، و افرادی که در کودکی عاری از این ویژگی هستند در دوران بزرگسالی کمتر پرخاشگر می باشند. برخی از محققان طی تحقیقاتی که رفتار 600 آزمودنی را در یک دوره 22 ساله از سن 8 تا 30 سالگی مورد مشاهده قرار دادند، دریافتند کسانی که در 8 سالگی پرخاشگری بیش تری داشتند، هنوز پس از گذشت سه دهه از عمر خود نسبت به همسالانشان خشمگینانه تر عمل می نمودند و به احتمال قوی ازنظر محکومیت های کیفری، بدرفتاری با همسر و تخلفات رانندگی نیز درسطح بالاتری بودند. (هیوسان و همکارانش 1984) (، دفتر همکاری حوزه ودانشگاه تهران، 1375، 500).
2-1-7. تفاوت های جنسیتی در پرخاشگری
پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. این تفاوت در بیش تر فرهنگ ها و تقریبا در همه سنین دیده می شود. پسرها بیش از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی دارند. از سال دوم زندگی این تفاوت ها آشکار می شود. براساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین 1 تا 3 سال تفاوت های جنسیتی از لحاظ تعدد پرخاشگری بعد از 18 ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از آن نیست. پسرها به خصوص هنگامی که به آنان حمله ای می شودیا کسی مخل کارهایشان می شود، تلافی می کنند. در یک مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه، پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولی دو برابر دخترها تلافی کردند.
چه چیزی این تفاوت های جنیستی را توجیه می کند؟ در این مورد، هم توجیهات فیزیولوژیکی ارائه شده و هم توجیهات اجتماعی. بعضی از نظریه پردازان معتقدند که ثبات تفاوت های جنسیتی که در همه فرهنگ ها و همه حیوانات دیده می شود، از شواهد محکم در اثبات دخیل بودن عوامل بیولوژیکی است. البته، مطالعاتی که رابطه بین هورمون های جنسی و پرخاشگری را می آزماید نتایج مبهمی دربر داشته است. شاید این که پسر بچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد، علتی فیزیولوژیکی داشته باشد، ولی محققان در مشخص کردن این که نظام زیست شناختی تا چه حد در این مساله دخالت دارد، چندان پیشرفتی نداشته اند.
تجربه اجتماعی پسرها و دخترها از لحاظ پرخاشگری کاملا متفاوت است. پرخاشگری بخشی از قالب رفتاری مردانه است و غالبا از پسرها انتظار رفتار پرخاشگرانه می رود و به طور تلویحی تشویق می شود (هزی پاول ماسن و همکاران، 1377، 430).
گرچه رفتارهای پرخاشگرانه میان مردان و پسران شیوع بیش تری دارد اما بنا به گفته ابوحامد غزالی زنان زودتر از مردان خشمگین می گردند. البته توجه به این نکته لازم است که زنان و دختران گرچه زودتر عصبانی می شوند اما در مقایسه با مردان، کم تر به رفتارهای پرخاشگرانه اقدام می ورزند، و در این جهت تحمل بیش تری از خود نشان می دهند (فیض کاشانی، 1338، 305).
2-1-8. نقش ادراک مقاصد دیگران در نحوه پرخاشگری
اطفال که به تدریج شروع به شناخت انگیزه های خود و دیگران می نماید، برای این که رفتار وی پرخاشجویی آشکار تلقی نگردد، راه هایی را برای برخورد با این انگیزه ها فرا می گیرد. او ممکن است قبل از کسب این شناخت، از غریبه ها بهراسد و فقط نسبت به افرادی که به گمان وی قادر به تلافی نیستند پرخاش نماید. البته این امر چه بسا کودک را به سوی کسب عادت پرخاش به افراد ضعیف و اجتناب از آن در برخورد با افراد قوی سوق دهد. گرچه کودکان به موازات رشد، در پی بردن به نیات دیگران توانایی های روزافزون کسب می نمایند، اما در شناخت صحیح نیات دیگران با یکدیگر تفاوت دارند. برخی از آنان به ویژه کودکان بسیار پرخاشگر در این زمینه مشکلات بیش تری دارند.
براساس نظریه داج (1982) در موارد رفتارهای مبهم که نیات پرخاشجویانه و یا نیکوکارانه واضح نیست، نحوه برخورد کودکان شدیدا پرخاشگر متفاوت از سایر خردسالان است. احتمالا در وضعیت های مبهم، این افراد واکنش خصمانه نشان می دهند، چنانچه گویی طرف مقابل در رفتار خود قصد آسیب رساندن و پرخاش داشته است. پسران پرخاشگر کردار دیگران را به گونه ای خاص تفسیر نموده و بیش از بقیه، پرخاشگری را در دیگران می بینند، تا آن جا که گویی جهان و جهانیان را خصمانه و تهدیدآمیز تلقی می نمایند. البته طبق برداشت های داج و فریم شاید بتوان برای دیدگاه های ویژه کودکان پرخاشگر مبنایی در واقعیت جست وجو نموده و ریشه آن را در تجارب خاص آنان یافت. زیرا آنان علاوه بر این که بیش از بقیه همسالان خویش آغاز گر رفتارهای پرخاشگرانه بی دلیل هستند، بیش از سایرین نیز در تیررس حملات خشم گینانه واقع می شوند (محی الدین بناب، 1374، 61).
2-1-9. علل و عوامل پرخاشگری
برای پرخاشگری نیز همچون هر پدیدهی دیگری علل و عواملی ذکر شده است که در ادامه مختصراً به آن ها اشاره می شود.
2-1-9-1. عوامل خانوادگی پرخاشگری
عوامل خانوادگی به عنوان یکسری از عوامل محیطی در بررسی عوامل تربیتی افراد موثر میباشند، چرا که خانواده به عنوان اولین محیط اجتماعی زندگی افراد بسیار حائز اهمیت است و خیلی از رفتارها را افراد در سالهای اولیه حیات اجتماعی خود در آن می آموزند. خانواده میتواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود که مهمترین این عوامل به طور اجمالی عبارتند از:
1- نحوه برخورد والدین با نیازهای کودک: معمولا کودکی که وسایل و اسباب بازی مورد علاقه خود را در دست دیگری میبیند برانگیخته میشود و در صدر گرفتن آن حتی با اعمال خشونت می شود. تجربه نشانگر آن است که چنانچه در کودکی همیشه توقعات و انتظارات فرد برآورده شده باشد او بیشتر از کسانی که توقعات و انتظاراتشان برآورده نشده است خشمگین وپرخاشگر می شود.
2- وجود الگوهای نامناسب: داشتن الگوی مناسب در زندگی یکی از نیازهای انسان است زیرا انسانها علاقه مند هستند که رفتار و کردار خود را مطابق با کسی که مورد علاقه خودشان است انجام دهند و چنین کسانی را راهنما و الگوی زندگی خود قرار دهند. بررسی های انجام شده نشان میدهد که بیشتر کودکان پرخاشگر والدین خشن و متخاصمی داشتهاند یعنی نه تنها کودک آنها از محبت لازم برخوردار نبوده از الگوی پرخاشگری موجود در خانواده نیز تاثیر پذیرفته است. خانوادههایی که تابع اصول دیکتاتوری هستند معمولا رشد فرزندانشان را محدود می کند در این نوع از خانواده یک نفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است که غالبا پدر چنین نقشی را دارد اما گاهی اوقات مادر، خواهران و برادران بزرگتر نیز با دیکتاتوری رفتار می کنند در این گونه خانوادهها فرد دیکتاتور تصمیم می گیرد، هدف تعیین می کند، راه نشان میدهد، وظیفه معلوم میکند، برنامه میریزد و همه باید به طور مطلق مطابق میل او رفتار کنند و حق اظهارنظر از آن اوست. فرزندانی که در محیط دیکتاتوری پرورش پیدا می کنند ظاهرا حالت تسلیم و اطاعت در رفتارشان مشاهده می شود و همین حالت آنها را به هیجان و اضطراب وا می دارد. این بچه ها در مقابل دیگران حالت دشمنی و خصومت به خود میگیرند و به بچه های هم سن و سال خود یا کمتر از خود صدمه می رسانند این افراد از تعصب خاصی نیز برخوردارند و از به سر بردن با دیگران عاجز هستند، در کارهای گروهی نمیتوانند شرکت کنند و از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردارند و در امور زندگیشان بی لیاقتی خود را نشان میدهند و اغلب در کارها با شکست روبرو می شوند.
3- تاثیر رفتار پرخاشگرانه: عده ای از افراد پرخاشگری و زورگویی را تقبیح نمی کنند بلکه آن را نشانه شهامت و قدرت خود می دانند. این افراد اعمال پرخاشگرانه خود و دیگران را مثبت، موجه و حتی لازم می دانند و به آن صحه می گذارند.
4- تشویق رفتار پرخاشگرانه: در مواقعی رفتار پرخاشگرانه توسط والدین و دیگر افراد سبب تقویت مثبت و تثبیت این رفتار می شود. گاه با والدین یا مربیانی روبرو می شویم که به بهانه آموزش دفاع از خود به کودکی می گویند «از کسی نخوری» یا «توسری نخوری» و… که به طور وضوح به جای نشان دادن رفتارهای منطقی در مقابل برخورد با موانع شخصی را به پرخاشگری بی مورد تشویق می کنند.
5- تنبیه والدین و مربیان: والدین و مربیان که در برابر پرخاشگری و خشونت کودک عصبانی می شوند به صورت پرخاشگرانه او را تنبیه می کنند در تشدید این رفتار در او موثرند درچنین مواقعی تنبیه عامل فزاینده و تقویت کننده پرخاشگری است زیرا علاوه بر اینکه سبب خشم و احتمالا پرخاشگری کودک می شود، شخص تنبیه کننده الگوی نامناسبی برای پرخاشگری کودک می شود (اکبری، 1381، 197-198).در فصل چهارم به این موضوع بیشتر پرداخته خواهد شد.
2-1-9-2. عوامل محیطی پرخاشگری
عواملی که در پیرامون زندگی انسان هستند می توانند در بروز یا تشدید پرخاشگری و تخفیف یا تعدیل آن اثر گذار باشند، برخی از اینگونه عوامل عبارتند از:
1- زندگی در ارتفاع خیلی بلند و تغذیه ناقص: پژوهش های به عمل آمده در میان سرخپوستان قبیله کولا در میال آندورپرو، که به پرخاشگرترین انسانهای روی زمین شهرت دارند حاکی از آن است که پرخاشگری این قبیله سه دلیل دارد: الف- زندگی در ارتفاعات خیلی بلند کمبود مواد غذایی و بالاخره تغذیه ناقص. ب- جویدن برگ کوکا که محتوی کوکائین و نوع مخدر است و سبب می شود مصرف کنندگان آن موقتا احساس آرامش می کنند اما اثرات مصرف دراز مدت آن برای سوخت و ساز بدن زیان آور است. ج- هنجار بودن پرخاشگری، در جامعه ای ممکن است پرخاشگری یک رفتار «هنجاری» تلقی شود لذا در مقایسه با جوامعی که چنین وضعیتی را ندارند.
2- تقویت پرخاشگری: به علت ضرر و زیان اجتماعی- فرهنگی در بعضی مواقع به دلیل جنگ یا عوامل دیگر پرخاشگری در جامعه تقویت می شود. بدیهی است در چنین وضعیتی پرخاشگری با فراوانی بیشتر در افکار با تخیلات و اعمال افراد آن جامعه مشاهده می شود چون جامعه به دلیل مقتضیات زمانی و مکانی خود پرورش آن را ضروری می داند.
3- مشاهدات اجتماعی: مشاهده وقایع و اتفاقاتی که در جامعه رخ میدهد مانند درگیری های اجتماعی محدودیت های اجتماعی تبعیضات بی عدالتی ها…. سبب ایجاد خشم و پرخاشگری می شود.
4- نقش رسانه های گروهی: از عوامل اجتماعی- فرهنگی دیگر که در پیدایش و تقویت پرخاشگری نقش دارند رسانه های گروهی به ویژه تلویزیون است. درجه تاثیر پذیری افراد از برنامه های تلویزیون به شرایط اجتماعی- اقتصادی و بسیاری از عوامل دیگر بستگی دارد. اثر فیلم های خشونت آمیز در ایجاد رفتار خشونت آمیز و پرخاشگرانه در مطالعات محققین مورد تائید قرار گرفته است
5- نقش بازیهای ویدیویی در پرخاشگری: پژوهش در این زمینه با عنوان (تاثیر بازیهای ویدئویی) بر پرخاشگری دانش آموزان پسر سال پنجم مقطع ابتدایی شهرستان خرم آباد به روش تجربی صورت گرفته است. یافته ها نشان میدهد که گروههای آزمایش که پرخاشگرانه بازی کرده بودند نسبت به گروه گواه افزایش معنی دار پرخاشگری نشان دادند. در نتیجه انجام بازیهای ویدئویی پرخاشگرانه پرخاشگری بعدی را به خصوص در بین کودکان افزایش می دهد (همان، 199-200).
در فصل چهارم عوامل محیطی پرخاشگری به طور مفصل تری بررسی خواهند شد.
2-2. بزهکاری
همواره بزهکاری در بین کودکان و نوجوانان وجود داشته، اما از اواخر قرن نوزدهم تخلف و قانون شکنی این گروه در کشورهای بزرگ صنعتی جلب توجه نموده است. مفهوم «بزهکاری» در اوایل قرن بیستم شکل گرفت، تا قبل از آن با متخلفین جوان و مجرمین بزرگسال رفتاری تقریباً یکسان می شد. جایگاه ویژه ای برای کودکی در طول قرن ها و به آهستگی تکوین یافت. زندگی خانواده اولیه شامل رسومی چون اقتدار بی چون و چرای پدر و انضباط شدید و جدی بود. از کودکان انتظار می رفت که در سن کم نقش های بزرگسالانه را بر عهده بگیرند. با ظهور هر نشانه ای از عدم اطاعت یا بدرفتاری، کودکان به شدت مجازات می شدند. در چنین وضعیتی طبیعی بود که با قانون شکنی آنان با شدت بیشتر برخورد شود. با گذشت زمان و تحول فکر و اندیشه و تغییر در ساختار خانوادگی، همچنین تغییرات نظری در عرصه های جرم و بزهکاری، گامهایی در جهت کاهش مسئولیت کودکان در قوانین جزایی برداشته شد و با ایجاد دسته بندی مجزا برای بزهکاری، از بزهکاران در برابر تأثیر منفی مجرمان بزرگسال حمایت گردید. هرگاه خانواده و جامعه نسبت به کودکان و نوجوانان بی توجه و سهل انگار باشند و کودکی به بزهکاری روی آورد و به زندگی ناسالم عادت کند، در بزرگسالی احتمال بازگشت به اجتماع و اصلاح وی کاهش مییابد. به همین جهت است که تمام تلاش حقوقدانان، جرم شناسان و جامعه شناسان، یافتن نظام قضایی و تربیتی ویژه ای برای بزهکاری خردسال و نوجوان است و این تلاش ها ارایه راه حل ها و الگوهای خاصی برای تربیت و جایگزینی مجازات است که منجر به تصویب مقررات خاصی در قوانین کشورها و قوانین بین الملی شده است.
2-2-1. تعریف بزهکاری
واژه (Delinquency) در لغت به معنای تخلف، قصور، کوتاهی و در اصطلاح نوعی قانونشکنی است که از حوزه شخصی خارج میشود و به عرصه عمومی مربوط میشود (آریان پور و کاشانی، 1367، 252). بزهکاری به معنای شکستن قواعد یا قوانین ممنوع کنندهای است که تنبیه یا مجازات مشروعی را به دنبال دارد و این مجازاتها مستلزم مداخله یک مرجع یا مقام عمومی (نهاد دولتی یا محلی) است (کوردون، 1388، 277).
بهطورکلی به جوانان زیر 18 سال که قوانین جامعه را رعایت نکرده و بیهنجاری و نابسامانی در جامعه ایجاد میکنند بزهکار میگویند. رفتار بزهکارانه جوانان طیف گستردهای از انحرافات اجتماعی است که هم شامل رفتارهایی نظیر فرار از مدرسه است، که از نظر اجتماعی پذیرفته نیست و هم شامل اعمال غیرقانونی است، نظیر سرقت. در بیشتر کشورهای دنیا نظام قضایی و نظام کنترل جوانان از بزرگسالان متمایز شده و بیشتر جنبه بازپروری، توانبخشی، حمایتی و ارشادی دارد. معمولاً جوانان بزهکار را در مراکز بازپروری نگهداری نموده و تحت مراقبت مددکاران اجتماعی به اصلاح آنها میپردازند (احمدی، 1384، 8).
دکتر ابرند آبادی در تعریف بزهکاری بیان می کند که ترک انجام وظیفه قانونی و یا ارتکاب عمل خطایی که الزاماً عنوان جرم ندارد را بزهکاری میگویند . بههرحال این اصطلاح غالباً معادل جرم و بهویژه درباره جرائم ارتکابی از سوی اطفال و نوجوانان بکار میرود. تعبیر بزهکار در بعضی موارد به فردی نسبت داده میشود که صرفاً مرتکب جرم نشده بلکه بهطورکلی فردی سرکش و ضداجتماعی است در مورد اطفال میتوان به رفتارهایی اشاره کرد که هرچند بهظاهر و بهواقع جرم نیستند اما با توجه به اینکه این رفتارها در دوره تکامل تکوینی و رشد روانی بروز میکنند ممکن است زمینهساز ارتکاب بزه به معنای خاص یعنی جرم شوند و گاه از همین کودک تبهکاری حرفهای به وجود بیاورند، ازجمله اینگونه رفتارها میتوان به فرار از مدرسه، توهین به بزرگترها، تخریب اموال عمومی، فرار از سلطه والدین و ولگردی اشاره کرد. بیتردید عوامل مختلفی در بروز اینگونه رفتارها از جانب کودک سهیم هستند و میتوان از کمبودهای عاطفی او در خانواده و اجتماع به عنوان یکی از مهمترین علل نام برد (ابرندآبادی، 1377، 199).
از این توضیح نتیجه میگیریم که بزهکاری، مجموع جنحه ها و جرائم کماهمیت است چون اطفال نوعاً مرتکب جرائم خفیف میشوند، در مورد اطفال واژه بزهکاری و در مورد بزرگسالان واژه مجرمیت به کار میرود (ابرندآبادی، 1377).
2-2-1-1. بزهکاری از منظر حقوقی
از نظر حقوقی جرم دو تعریف دارد: طبق تعریف نخست آنچه قانون آن را جرم بداند، جرم است و طبق تعریف دوم جرم فعل یا ترک فعلی است که طبق قانون قابل مجازات باشد.
تعریف نخست از جرم، ساده ولی دوپهلو است و بر معلومات ما در زمینه جرم چیزی نمیافزاید چون در تعریف جرم از خود آن، کمک گرفته شده است.
ولی تعریف دوم از جرم کامل و صحیح است و سازمان ملل متحد نیز مشابه این تعریف را برای جرم جوانان بهکاربرده است. همانطور که میدانیم در حقوق کیفری، قانون، جرم را تعریف میکند، زیرا وظیفه تشخیص فعل یا ترک فعلی که نظم اجتماعی را مختل میکند و موجب آسیب اجتماعی میشود، بر عهده قانونگذار است. ولی قانونگذار نیز در تعریف خود نمیتواند نظرات مختلفی را که از ناحیه متخصصان در مورد پدیدههای مختلف و ازجمله جرم ابراز شده است، نادیده انگارد (نوربها، 1375، 143).
2-2-1-2. بزهکاری از منظر جرم شناختی
بزهکاری در لغت به معنای «گناهکاری و عدوان» و در اصطلاح نوعی قانونشکنی است که از حوزه تخصصی خارج میشود و به حوزه عمومی وارد میشود (معین، 1385، 524).
بزهکاری به معنای شکستن قواعد یا قوانین ممنوع کنندهای است که تنبیه یا مجازات مشروعی را به دنبال دارد و این مجازات مستلزم مداخله یک مرجع یا مقام عمومی است (مارشال، 1388، 277).
جرمشناسی به علمی که به علتهای وقوع بزه و درمان بزهکاران میپردازد، و اصولاً به کلیه اعمال ضداجتماعی یا تنشهایی که جامعه را دستخوش آسیب میکند، خواه موجب آنها علتهای روانی باشد یا اجتماعی اطلاق میشود (نور بها، 1375، 142).به بیان دیگر بزهکار در نظام کیفری ما کسی است که فعلی مغایر با اوامر و نواهی قانونگذاری مرتکب شود (اردبیلی، 1383، 19).
به عقیده جرم شناسان، هر فعل یا ترک فعلی که برای اکثریت افراد در یک جامعه خطرناک باشد، بزه نامیده میشود (دانش، 1389، 48).
از نظر جرمشناسی، بزهکاری کودکان و نوجوانان شامل تمام خطاهای عمومی میشود که از سوی افراد بین 12 تا 20 سال ارتکاب مییابد.
2-2-2. عوامل بزهکاری
تا اوایل قرن نوزدهم میلادی تحقیقات و تقسیمبندی علمی کاملی در مورد علل ارتکاب جرائم، مخصوصاً در مورد اطفال و نوجوانان به عمل نیامده بود. نخستین تحقیق علمی جامع در مورد علل ارتکاب جرائم توسط پزشک ایتالیایی «سزار لومبروزو» در سالهای 1835 تا 1909 انجام گرفت. او معتقد بود که رابطهای مخصوص میان ساختمان بدنی مجرم و اعمال و کردار او وجود دارد.
دانشمند دیگر ایتالیایی «آنریکوفری» پروفسور علوم جامعهشناسی و حقوق، بین سالهای 1856 تا 1929 در کتاب معروف «جامعهشناسی کیفری» به بحث در مورد ریشههای ارتکاب جرائم پرداخت و بر روی علل اجتماعی جرم انگشت نهاد.
در ابتدای عصر جدید، علم شناخت علل به کمک علوم جدید دیگر از قبیل روانشناسی، جامعهشناسی، علوم تربیتی، انسانشناسی جنایی، زیستشناسی و علوم شناسایی و بیماریهای بدن و… نمودار شده و به کمال رسید.
کودک از زمانی که در رحم مادر زندگی میکند، تحت تأثیر محیط داخلی رحم قرار دارد و رشد و نمو جنین منوط به شرایط مناسب بدن مادر و جذب مواد غذایی از مادر است. بنابراین اگر مادر به برخی از بیماریها مبتلا باشد و یا از فقر غذایی و سوءتغذیه شدید رنج ببرد، جنین نیز از او متأثر میشود.
پس از تولد، محیط خانواده مهمترین عامل مؤثر در تکوین و تحول شخصیت کودک است. اگر محیط خانواده سالم و مناسب باشد در کودک اعتماد به نفس و مهر و محبت، ایثار، استقلال، قدرت پذیرش مسئولیت، همسازی، انطباق و بالاخره شخصیت سالم به وجود میآید. برعکس در خانواده ناسالم رشد طبیعی شخصیت کودک کُند صورت میگیرد و او را آماده بزهکاری میسازد.
عوامل مربوط به بزهکاری را در دو گروه بررسی خواهیم کرد: یکی از عوامل فردی بزهکاری و دیگری عوامل اجتماعی بزهکاری که در خارج از شخص بزهکار وجود دارد.
2-2-2-1. عوامل فردی بزهکاری
یکی از عواملی که شخصیت فرد را تحت تأثیر خود قرار داده و موردتوجه جرم شناسان نیز واقعشده است، عوامل ارثی است. همانطور که انسان ازلحاظ مالی وارث بستگان خود است ممکن است ازنظر فردی نیز وارث استعدادها، خو و خصلتهای خوب و بد نیاکان خود که از راه وراثت به او منتقل میشود باشد شباهت ظاهری والدین با کودکان، چون سیاهی چشم یا سپیدی رخسار و مقایسه رفتارهای پدر و مادر با فرزند چون نحوه اخم شکل مهر، نوع لبخند و مانندی اینها وراثت را همیشه بهعنوان یک پدیده قابل تأمل مطرح کرده است (نوربها، 1369، 26). در شریعت اسلام نقش وراثت موردتوجه بوده و از وراثت با کلمه «عرق» یاد شده است.پیچیدگی عوامل مؤثر در پدیده بزهکاری سبب شده است که هر گروه از محققان آن را از دیدگاهی خاص بررسی کنند. روان شناسان و روانپزشکان از دیدگاه روانشناختی، حقوقدانان از دیدگاه جرمشناسی و مسائل کیفری، پزشکان و زیست شناسان از نظر عوامل مؤثر زیستی و بالاخره جامعهشناسان از دید آسیبشناسی اجتماعی که هر کدام با توجه به دیدگاههای خود نظراتی را بیان نمودهاند. انتشار اولین گزارش راجع به دادگاهی ویژه نوجوان در شیکاگو به سال 1899، باعث شده بسیاری از اندیشمندان به مطالعه بزهکاری بپردازند و عوامل مؤثر آن را بشناسند و از دیدگاههای مختلف آن را بررسی کنند ولی هیچ نظریه واحدی نتوانسته تأثیر متغیرهای مستقل فردی و اجتماعی را بر فرد بزهکار تبیین کند (صلاحی، 1378، 181).
باید توجه داشت که علل جسمی و روحی مؤثر در بزهکاری اطفال بر دو نوع تقسیم میشوند، یکی علل و عوارض والدینی که مربوط به پدر و مادر طفل است و از طریق وراثت به آنها منتقل میشود و یا عوارضی که بر اثر بیماریهای پدر و مادر فرزندان به آن دچار میشوند.
دیگری علل و عوارض شخصی، یعنی آن دسته از علل و عوارض شخصی، که خود طفل به آنها دچار است. استاد محمدجواد رضوی در کتاب انحراف جوانان به نقل از «Eugene Wallace» بیان میدارد که برخی علل و عوامل جسمی مثل نقص عضو یا زشتی صورت و چهره در ارتکاب جرم از ناحیهی اطفال میتواند مؤثر باشد… ولی چون اینگونه نقایص جسمی نیز عموماً عقدههای روانی ایجاد مینمایند که محرک و انگیزه اصلی ارتکاب جرم یا رفتارهای ضداجتماعی است، علیهذا نمیتوان مشخصاً تنها علل جسمانی را قاطع دانست.بدیهی است که در یک محیط مساعد و در میان خانوادهای مهربان که بتواند طفل خود را با دقت و مراقبت کافی تربیت نماید، هرگونه ناراحتی و عقده روانی از وجود طفل محو خواهد شد.علمای روانشناس و متخصصین تعلیم و تربیت معتقدند که هرگاه در مورد اطفال ناراحت و ناسازگار به موقع اقدام شود، به احتمال قریببهیقین زندگی آتیه آنان را میتوان کاملاً نجات داد زیرا اغلب مجرمین از هوش و ادراک کافی برخوردار بوده، فقط بر اثر سهلانگاری و عدم توجه والدین خود، دچار لغزش و انحراف میشوند. معذلک هستند کودکانی که گاهی اوقات براثر نقایص جسمانی یا روانی که عقده حقارتی در آنها ایجاد کرده است، به ارتکاب جرم و بزه دست میزدهاند. ضمناً ناگفته نباید گذاشت که گاهی اوقات به معنی امراض موروثی در پدر و مادر موجب میشود که طفل بهسوی ارتکاب جرم سوق داده شود. ما اینک بعضی از علل و عوامل شناخته شده را که وجود آنها در والدین ممکن است در ارتکاب جرم از ناحیه اطفال مؤثر واقع شود، شرح میدهیم: عوارض والدینی، منظور عوارض یا نقایصی است که ممکن است والدین از لحاظ جسمی یا روانی داشته باشند.
مهمترین امراض جسمی که وجود آنها باعث بزهکاری در اطفال میشود عبارتاند از: شانکر، سیفلیس، سل و نظایر آنکه موجب تولد اطفال ناقصالخلقه یا نامتعادل از لحاظ روحی و روانی میگردد.
ضعف قوای عقلانی والدین یکی دیگر از عوامل والدینی است بدین معنا که وجود نقایص روحی و نارساییهای عقلی در پدر و مادر یا هردوی آنهاست واضح است که والدین سفیه و مجنون نمیتوانند آنچنان که باید و شاید اطفال خود را تربیت کرده و بر اعمال و رفتار آنان نظارت داشته باشند.
چهبسا که از لحاظ ژنتیکی و ارثی نیز اینگونه بیماریها به آنان سرایت کنند و فرزند دچار جنون دائم یا ادواری و یا دچار عقبماندگی ذهنی شود، درهرحال حتی اگر کودک سالم به دنیا بیاید به خاطر ضعف روانی و اخلاقی و نامتعادل بودن پدر و مادر نمیتواند بهدرستی رشد یابد و مانند نهال هرزهای به رشد خود ادامه دهد. گر چه نمیتوان ادعا کرد که ضعف قوای عقلانی والدین، صد در صد در ازدیاد بزهکاری اطفال مؤثر است، ولی بسیاری از محققین و علمای حقوق جزا به این عقیده هستند که این موضوع در ارتکاب جرم از ناحیه کودکان و نوجوانان چندان بیتأثیر نخواهد بود.
عوارض شخصی مؤثر در بزهکاری اطفال فقط از عدم تعادل روانی و کمبود بهره هوشی میتوان نام برد. گرچه برخی از جرم شناسان و متخصصین جرائم اطفال عقیده دارند که نقایص و عوارض جسمانی هم در ارتکاب جرم از ناحیهی اطفال مؤثر است، ولی ما تأثیر نقایص بدنی را بهخودیخود در این امر کافی نمیدانیم. زیرا در طول تاریخ بارها مشاهده شده است که برخی از نوابغ و مشاهیر علم، ادب و سیاست کسانی بودهاند که در طفولیت و حتی در بزرگسالی از نقایص بدنی رنج بردهاند. شرححال بزرگانی چون ابوالعلاء معری، لرد بایرن، تالیران، ناپلئون، پاسکال، آبراهام لینکلن و فرانکلین روزولت گواه صادقی بر این ادعا است.
بنابراین، تأثیر نقایص بدنی اطفال بستگی به طرز رفتاری دارد که اولیاء یا اطرافیانشان نسبت به اینگونه اطفال در پیش میگیرند، چنانچه رفتار اطرافیان و معاشرین چنین اطفالی خالی از تحقیر و توهین باشد، صرف نقیصهی بدنی هیچگونه تأثیری در ارتکاب جرم اطفال و نوجوانان نخواهد داشت (رضوی، 1353، 73).
در خصوص عدم تعادل روانی هم برخی از صاحبنظران معتقدند که نباید این عامل را بهطور مطلق در بزهکاری اطفال مؤثر دانست، بلکه بسته به محیط خانوادگی و اجتماعی که طفل در آن پرورش مییابد، عوامل فوقالذکر میتوانند کمابیش و تا حدودی در تمایل او به ارتکاب جرم مؤثر واقع شود.
فصل دوم: مبانی نظری و تجربی تحقیق
2-1) خانواده……………………………….. 8
2-2) تعریف خانواده………………………….. 9
2-3) انواع خانواده…………………………. 11
2-4) کارکرد خانواده………………………… 12
2-5) نظریات مربوط به ساختار خانواده………….. 13
1) دیدگاه نهادی……………………………. 14
2) دیدگاه ساخت و وظیفه……………………… 14
3) دیدگاه کنش متقابل ………………………. 15
4) نظریه های سیستمی خانواده…………………. 15
5) دیدگاه اولسون درباره خانواده……………… 16
2-6) جهانی شدن و خانواده……………………. 17
2-7) آسیب اجتماعی………………………….. 21
2-7-1) مفهوم مسائل(آسیب های) اجتماعی ………… 21
2-8) تعریف انحراف اجتماعی…………………… 25
2-9) نظریات مربوط به آسیب های اجتماعی ……….. 26
1) رویکردهای روانشناختی…………………….. 27
2) رویکردهای جامعه شناختی…………………… 28
الف) نظریه های بی سازمانی اجتماعی……………. 28
ب) تعریف بی سازمانی اجتماعی…………………. 29
ج) زیمل…………………………………… 30
د) کوزر…………………………………… 30
ه) فروم…………………………………… 31
ر) دورکیم و تئوری آسیب شناسی………………… 32
ز) مرتون………………………………….. 33
ل) کلوارد و اهلین………………………….. 35
ک) ساترلند ……………………………… 36
س) والتر رکلس……………………………… 36
2-10) خشونت خانوادگی……………………….. 37
الف) پیشینه ی خشونت و بد رفتاری در خانواده……. 37
ب) خشونت در خانواده………………………… 38
ج) همسر آزاری……………………………… 39
د) کودک آزاری……………………………… 40
ه) عوامل فرهنگی و اجتماعی مرتبط با خشونت……… 42
1) عوامل فرهنگی……………………………. 42
(a رسانه های گروهی…………………………. 42
(b پذیرش تنبیه بدنی………………………… 43
(c نابرابری جنسیتی…………………………. 44
(d نگریستن به زنان و کودکان به عنوان جزئی از اموال 44
2) عوامل اجتماعی…………………………… 45
(a انزوای اجتماعی………………………….. 45
(b عدم دسترسی به خدمات اجتماعی و بهداشتی……… 45
2-11) اعتیاد………………………………. 46
1) عوامل مؤثر بر اعتیاد…………………….. 47
الف) روابط اجتماعی ناسالم و روابط با دوستان ناباب 47
ب) لذت جویی و درد گریزی…………………….. 48
ج) فقر مادی……………………………….. 48
د) بیکاری…………………………………. 48
ه) عوامل خانوادگی………………………….. 49
2-12) طلاق…………………………………. 50
1) تعریف طلاق………………………………. 51
2) انواع طلاق………………………………. 52
الف) طلاق آشکار…………………………….. 52
ب) طلاق پنهان………………………………. 52
3) عوامل مؤثر بر افزایش طلاق…………………. 53
2-13) خودکشی………………………………. 54
این مطلب را هم بخوانید :
1) تعریف خودکشی……………………………. 55
2) دورکیم و خودکشی…………………………. 56
الف) خودکشی دیگرخواهانه…………………….. 58
ب) خودکشی خودخواهانه……………………….. 58
ج) خودکشی ناشی از بی هنجاری(آنومی)…………… 59
د) خودکشی جبری(تقدیرگرایانه)………………… 60
3) عوامل اجتماعی مؤثر بر خودکشی……………… 61
2-15) مطالعهی تحقیقات پیشین…………………. 63
2- 16) چارچوب نظری…………………………. 65
2-17) فرضیات پژوهش…………………………. 68
2- 18) کلید واژه ها(تعریف واژهها و مفاهیم اصلی تحقیق) 69
فصل سوم : روش شناسی تحقیق
3-1) مقدمه………………………………… 72
3-2 تعریف مفهومی عملیاتی متغیرها…………….. 72
3-2-1 متغیرهای مستقل……………………….. 72
3-2-1-1 نوع جانبازی………………………… 73
3-2-1-2 شدت جانبازی………………………… 73
3-2-1-3 زمان ازدواج………………………… 73
3-2-1-4 مشارکت اجتماعی……………………… 73
3-2-1-5 پایگاه اجتماعی و اقتصادی…………….. 73
3-2-1-6 پایبندی به ارزشهای اولیه انقلاب اسلامی….. 73
3-2-2 متغیرهای وابسته………………………. 73
3-2-2-1 اعتیاد…………………………….. 73
3-2-2-2 خودکشی…………………………….. 74
3-2-2-3 خشونت خانوادگی…………………….. 74
3-2-2-4 طلاق……………………………….. 74
3-3 فرضیه های تحقیق………………………… 74
3-4 روش تحقیق……………………………… 75
3-5 جامعه آماری……………………………. 75
3-6 حجم نمونه و نحوه ی محاسبه آن…………….. 76
3-7 روش نمونه گیری…………………………. 76
3-8 ابزار گردآوری داده ها…………………… 77
3-9 نحوه ی جمع آوری داده ها…………………. 77
3-10 روشهای آماری و ابزار تجزیه و تحلیل………. 77
فصل چهارم : نتایج
4-1) مقدمه ……………………………….. 80
جدول شماره 4-1 :توصیف متغیر سن پاسخگویان…….. 81
جدول شماره 4-2 : توزیع فراوانی و درصد تحصیلات پاسخگویان 82
جدول شماره 4-3 : موقعیت اجتماعی محل سکونت……… 83
جدول شماره 4-4 : توزیع فراوانی و درصد پاسخگویان در مورد گویه: نوع مسکن……………………………………… 84
جدول شماره 4-5 : توزیع فراوانی و درصد پاسخگویان در مورد گویه: برای اولین بار در چه سالی به جبهه اعزام شدید؟……… 85
جدول شماره4-6 :توزیع فراوانی و درصد پاسخگویان در مورد گویه:درچه سالی جانباز شدید؟………………………………. 86
جدول شماره 4-7 : توزیع فراوانی و درصد پاسخگویان در مورد گویه: نوع جانبازی…………………………………… 87
جدول شماره 4-8 :توصیف متغیر درصد جانبازی پاسخگویان 88
جدول شماره 4-9 :توصیف متغیر سال ازدواج پاسخگویان 89
جدول شماره 4-10 :توصیف متغیر سن همسر پاسخگویان.. 90
جدول شماره 4-11 : میزان وابستگی شما به مواد مخدر کدام گزینه است؟ 91
جدول شماره 4-12 : میزان وابستگی اعضای خانواده شما به مواد مخدر کدام گزینه است؟………………………………… 92
جدول شماره 4-13 : در مورد اقدام به خودکشی کدام مورد درباره شما درست است………………………………………. 93
جدول شماره 4-14 : آیا همسر شما سابقه خودکشی دارند؟ 94
جدول شماره 4-15 : آیا فرزندان شما سابقه خودکشی دارند؟ 95
جدول شماره 4-16 : هنگام بروز مشکل میان شما و همسرتان عموما از کدام یک از شیوه های زیر
برای کنترل اوضاع استفاده می کنید؟……………. 96
جدول شماره 4-17 : هنگام بروز مشکل میان شما و فرزندانتان عموما از کدام یک از شیوه های زیر
برای کنترل اوضاع استفاده می کنید؟……………. 97
جدول شماره 4-18 : کدام گزینه در مورد طلاق در خانواده شما درست است؟ 98
جدول شماره 4-19 : در محل کار یا در محل زندگی در فعالیت جمعی و گروهی تا چه میزان شرکت
می نمایید؟………………………………… 99
جدول شماره 4-20 : با بستگان و فامیل تا چه حد ارتباط خانوادگی دارید؟………………………………………… 100
جدول شماره 4-21 : با آشنایان غیر فامیل و دوستان تا چه حد ارتباط دارید؟…………………………………… 101
جدول شماره 4-22 : در مراسم و میهمانی هایی که دعوت می شوید تا چه حد شرکت می کنید؟…………………………….. 102
جدول شماره 4-23 : به همراه خانواده تاچه حد به مسافرت می روید؟ 103
جدول شماره4-24:تا چه حد با دوستان و آشنایان برنامه گروهی مانند گردش اردوو ورزشدارید…………………………… 104
جدول شماره 4-25 : تا چه میزان امور روزمره خانه مثل خرید ها انجام کارهای اداری و را شما انجام
می دهید؟…………………………………. 105
جدول شماره 4-26 : تا چه میزان تمایل دارید که شما به عنوان نماینده همکاران و یا دوستان در کاری انتخاب شوید؟…….. 106
جدول شماره 4-27 : وضعیت شغلی شما کدام گزینه است؟ 107
جدول شماره 4-28 : اگر دوباره جنگ درگیرد و سالم باشم به جبهه می روم؟………………………………………… 108
آزمون فرضیه ها……………………………. 109
فصل پنجم : نتیجه گیری
5-1) مقدمه……………………………….. 115
5-2) خلاصه ی مباحث…………………………. 115
5-3)یافته های توصیفی………………………. 115
5-4)فرضیات پژوهش………………………….. 116
5-4-1) فرضیه اول تحقیق…………………….. 116
5-4-2) فرضیه ی دوم تحقیق…………………… 117
5-4-3) فرضیه ی سوم تحقیق…………………… 117
5-4-4) فرضیه ی چهارم تحقیق…………………. 117
5-4-5) فرضیه ی پنجم تحقیق………………….. 118
5-4-6) فرضیه ی ششم تحقیق…………………… 118
5-5) جمع بندی و نتیجه گیری…………………. 118
5-6) پیشنهادات اجرائی……………………… 120
5-7)پیشنهادات پژوهشی …………………….. 120
5-8) محدودیتهای تحقیق……………………… 121
پیوست
پرسشنامه…………………………………. 123
Abstract………………………………………………………………………………… 126
چکیده :
پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی خانواده های جانبازان بالای 25 درصد شهرستان شاهرود می باشد که در سال 1391 انجام شده است. این تحقیق از نوع پیمایشی می باشد که از بین 870 نفر جامعه آماری جانباز بالای 25 درصد تعداد 260 نفر با استفاده از فرمول کوکران تعیین و در نهایت اینکه داد ها از طریق پرسشنامه که به شکل تصادفی ساده بین پاسخگویان توزیع شده جمع آوری شده است.
براساس نتایج بدست آمده از آزمون کای اسکوئر عامل مدرک تحصیلی و موقعیت اجتماعی محل سکونت تأثیری بر آسیب های اجتماعی خانواده های جانبازان نداشته، این در حالی است که نتایج حاصل از آزمون های تفاوت (آزمونF) حاکی از این است که میزان آسیب های اجتماعی در بین گروه های مختلف جانباز و همچنین اینکه این آسیب ها برحسب زمان ازدواج آنها تفاوت معنی داری داشته است. در ادامه اینکه نتایج حاصل از آزمون اسپیرمن رابطه ی معنادار بین شدت جانبازی و آسیب های اجتماعی خانواده های جانباز را تأیید می کند. در نهایت نتایج بیانگر تأیید شدن فرضیات اصلی پژوهش می باشند و به این معنا که نوع جانبازی، شدت جانبازی و زمان ازدواج بر بروز آسیب ها تأثیر گذار بوده اند، به عبارتی دیگر میزان آسیب ها براساس انواع جانبازی در بین خانواده ها تفاوت معنی داری داشته و دو عامل دیگر نیز با شدتی کمتر بروز آسیب ها تأثیرگذار بوده اند.
کلیدواژه:آسیب اجتماعی-خانواده-جانباز-خودکشی-طلاق-اعتیاد
1-1) مقدمه
هر چند خانواده در دنیای مدرن و به خصوص از انقلاب صنعتی به بعد از اهمیت شایانی برخوردار شده و آنچنان مورد توجه قرار گرفته که بسیاری از نظریه پردازان عمده در حوزه های مختلف اقتصاد و جامعه شناسی از آن به عنوان یکی از ارکان اصلی که می تواند سلامت جامعه را به همراه داشته باشد، یاد می کنند. در نظر پارسونز[1] خانواده یکی از مهمترین خرده نظام ها ی اجتماعی می باشد که در آن فرایند جامعه پذیری اتفاق می افتد و در راستای تداوم ارزش های فرهنگی نظام اجتماعی نقش مهم و حیاتی را بر عهده دارد. از سوی دیگر فوکویاما[2] بر این باور است که یکی از مهمترین عوامل اصلی افزایش خشونت و کژرفتاری در دنیای غرب سست شدن و از بین رفتن نهاد خانواده می باشد، با این وجود توجه به نهاد خانواده صرفاً امری نوظهور و مدرن نیست، بلکه نهادی است که باید ریشه های آن را در دوران باستان مورد واکاوی و بررسی قرار داد. تمام ادیان بزرگ وحیانی نیز هر کدام به شیوه های مختلف خانواده را از جنبه های مختلف برای حیات بشر مهم و با اهمیت قلمداد کرده اند. این در حالی است که پا به پای حیات خانواده، آسیب ها و مسائلی که به نوعی حیات این نهاد اجتماعی را مورد تهدید قرار داده نیز با اهمیت قلمداد شده و متفکران اجتماعی و حتی رهبران دینی نیز به نوعی درصدد حل اینگونه مسائل و آسیب ها برای حفظ و پویایی نهاد خانواده بوده اند. اما امری که در این میان از اهمیت زیادی برخوردار می باشد توجه و دقت علمی روز افزون متفکران مختلف علوم انسانی از روانشناسی گرفته تا اقتصاد وجامعه شناسی برای حل این مسائل و آسیب ها می باشد. البته هر یک از علوم مذکور بنابه پیش فرض هایی که برای خود قائلند ممکن است که این مسائل و آسیب ها را از دریچه ی خاصی مورد ارزیابی قرار دهند، لذا رویکرد هایی هم که برای حل این مسائل به کار می گیرند قاعدتاً با هم متفاوتند. روانشناسی از آنجا که فرد را مبنا قرار می دهد لذا رویکردش در حل مسأله نیز فردگرایانه می باشد در حالی که پیش فرض اصلی جامعه شناسی، اجتماعی بودن مسائل و آسیب ها ست لذا رویکرد مورد نظر در این رشته برای حل معضلات و آسیب ها نیز رویکردی جامعه شناسانه خواهد بود. بنابراین رویکرد مورد استفاده در پژوهش حاضر رویکردی جامعه شناسانه است که ریشه ی مسائل و آسیب های خانوادگی را نه امری فردی بلکه امری اجتماعی می داند با این مقدمه به ذکر اهمیت و بیان مسأله می پردازیم.
1-2) بیان مسأله پژوهش
آسیب های اجتماعی، مقولاتی هستند که همواره به همراه انسان و جوامع انسانی بوده و هستند. جهان امروز ما به دلیل شرایط خاصی که رشد سریع تکنولوژی موجب آن می باشد، با مسائل و مشکلات فراوانی درگیر می باشد.
قتل، اعتیاد، خودکشی،طلاق وغیره نمونه هایی از این دست مشکلات هستند که آسیب های اجتماعی را تشکیل می دهند. اینکه چه آسیب هایی، در چه جوامعی بیشتر روی می دهد و یا اینکه چه شرایط و ویژگی های می تواند موجب بروز کدام نوع از آسیب ها گردد و یا اصولاً در کدام حوزه ها آسیب ها خطرناک ترند همواره به عنوان دست مایه ای برای اندیشیدن می باشد.
خانواده حوزه ای با اهمیت است.سلول بنیادین جامعه که بسیاری از برنامه های آینده یک جامعه لزوماً و تنها از این واحد قابل برنامه ریزی و اجرا می باشد. خانواده ها که از اجرای اصلی جوامع بشری می باشند در تماس با سایر نهادها و اجزاء همواره در معرض آسیب ها و خطرات قرار دارند.
جانبازان جنگ همچنان که بخشی از زندگی خود را دور از خانواده ها و در میادین جنگ گذرانده اند، در جامعه و شهر خود زندگی معمول و متعارفی دارند. در سال های جنگ همه ی نگاه ها به جبهه و جنگ بود . رزمندگان هم در میدان جنگ و هم در پشت جبهه از توجه و اقبال ویژه ای برخوردار بودند و لذا نگاه ها کمتر معطوف به خانه و خانواده بود و در این میان جنگ به همراه همه ی سختی ها و خرابی های مادی و معنوی که از خود بر جای گذاشت، جدای از خرابی خانه ها و زیر ساخت ها و غیره جسم گروهی از رزمندگان را درگیر مشکلات و عوارض و جراحات جنگی نمود، این در حالی است که خانواده نیز دارای نیازها و خواسته هایی می باشد که به نظر می رسد که این جانباز است که باید این نیازها و خواسته ها را برآورده کند، در حالی که با توجه به مشکلات و مسائلی که جانباز با آنها دست و پنجه نرم می کند او در انجام این مهم ناکام می گذارد. بنابراین پدر و مادر خانواده ای که به دلیل شرایط خاص اجتماعی و جسمی خویش اینک بسیاری از کارکردهای تعریف شده ی اجتماعی برای پدر یا مادر خانواده را در خود نمی بیند دچار یأس و سردر گمی می شود.
جانباز انقلاب اسلامی که مسلما در مجموع شخصیتی متمایز از افراد اجتماع دارند حق بزرگی برگردن همه ملت دارند .آنها در میدان عمل ثابت کردن که از ایمان به خداوند متعال بر خوردارند و اهل عمل صالح هستند آنها روحیه نسوهی ومبارزه طلبی خود را با ایثار گری خویش ظاهر کردند بسیاری از ناملایمات که این عزیزان به جهت لطمات وارده در دفاع مقدس تحمل می کنند حتی تصورش برای برخی مشکل است آنها عموما علی رغم مشکلات جهانی شدید براحتی تنیدگی های حاصل از آن را به خوبی پشت سر گذاشته و خود را با وضعیت جدید شان سازگار کرده اند برخی از ایشان به گواهی نوشته هایشان غبطه شهدا را می خورند حتی خود را بدهکار می دانند از سوی دیگر این عزیزان حق بزرگی بر ما دارند .برای انجام وظیفه نسبت به آنها نیازمند شناخت بیشتر مشکلات و مسائل آنها می باشیم.
با توجه به مطالبی که در سطور بالا بیان شد می توان مسئله اصلی پژوهش را این طور بیان کردکه آیا بین عوامل مختلف اجتماعی وآسیب های اجتماعی خانواده های جانبازان ارتباط معنا داری وجود دارد یا خیر ؟به عبارت دیگر آیا می توان چنین ادعایی داشت که بسیاری از مسائل وآسیب های اجتماعی خانواده های جانبازان دارای ریشه اجتماعی هستند ؟ لذا پژوهش حاضر به دنبال پاسخ گویی به چنین پرسشهایی می باشد.
1-3) ضرورت و اهمیت تحقیق
جهان امروز با سرعتی شگفت انگیز در همه ی بخش های زندگی اجتماعی در حال تغییر و دگرگونی است. برجسته ترین نمونه ی آن تحولات تکنولوژیکی و و صنعتی است که با سرعتی باور نکردنی تمام ابعاد زندگی انسان ها را تحت تأثیر قرار داده است که بسیاری از این پیامدها و نتایج آنها نیز ناخواسته بوده است. به همین دلیل آسیب شناسی در همه ی شئون و جنبه های زندگی اجتماعی، امری مهم و قابل توجه است. شناخت آسیب ها ما را به سوی یافتن حداقل دو راهکار هدایت می نماید، نخست اینکه بدانیم این آسیب چگونه و از کجا پدید آمده و به همین طریق راه های جلوگیری از پیدایش مجدد آن را مورد بررسی و شناسایی قرار دهیم. دوم اینکه این آسیب ها را چگونه می توان کنترل کرد تا اثرات مضر و مخرب آن به حداقل برسد، این در حالی است که خانواده به عنوان یکی از نهادهای اساسی جامعه نیز در معرض این تهدید ها قرار می گیرد، که اگر این تهدیدها باعث آسیب در خانواده شود، باعث اختلالات اجتماعی نیز خواهد شد و اگر با آموزش درست خانواده ها از این آسیب ها حفظ شوند باعث تداوم و تحکیم ثبات اجتماعی خواهند شد. در همین راستا مسائل خانواده های جانبازان به چند دلیل برای جامعه اهمیت دارد.
الف) نقص عضو جسمی
که جانباز را از انجام بسیاری از امور شخصی و کارها معاف کرده، فشار آن بر دوش خانواده می افتد. حتی مسکن جانباز باید با رعایت شرایط خاص وی انتخاب گردد. جانباز نمی تواند به راحتی در هر جمعی و محملی وارد گردد که این نشانگر محدودیت در ارتباطات اجتماعی می باشد.
ب) اعتبار و ارزش ملی و مذهبی
چشم از جانبازان به معنای کنار گذاشتن بخش مهمی از ارزش های بنیادین اجتماعی می باشد که این خود باعث تولید آسیب و ناهنجاری های اجتماعی می شود.
ج) تقویت روحیه ی ملی در جهت همگرایی
جانبازان سمبل های ایثار هستند، توجه به مشکلات آنها و حل آنها موجب تقویت روحیه ی ملی و همبستگی اجتماعی می گردد.
از آنجایی که جامعه ایران همیشه در طول تاریخ یک جامعه ی دین محور[3] بوده و دین به صورتی پیوسته در حوزه های مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نقشی تأثیر گذار داشته، لذا این امر در خانواده های ایرانی همیشه نمودی عمیق و آشکار از خود به جای گذاشته است. با این وجود جانبازان نیز جزء آن دسته از افرادی می باشند که به مراتب نقش پررنگ تری را نسبت به حفظ و تداوم ارزشهای دینی- اسلامی ایفا کرده اند، لذا هر گونه آسیب یا تهدید اجتماعی که متوجه خانواده های جانبازان باشد به نوعی زنگ خطری است برای کم رنگ شدن ارزش ها و اصول دینی. بدیهی است که گروه جانبازان در جامعه انقلابی ایران دارای جایگاه بسیار با ارزشی هستند و خود به خوداین حقیقت به آن ها جایگاهی بس والا در مناسبات اجتماعی داده است . اما باید به این مسأله توجه داشت که هر گونه آسیبی که به این گروه وارد آید مستقیما متوجه اهداف انقلاب خواهد بود و این لزوما منجر به یکسری مشکلات در سطح ملی خواهد شد. در اینجاست که اهمیت بررسی مشکلات جانبازان نمایان می شودکه این یکی از دلایل ما برای انتخاب این موضوع برای تحقیق است .
1-4) اهداف تحقیق
1-4-1) هدف کلی
– بررسی میزان آسیب های اجتماعی در خانواده های جانبازان
-شناخت عوامل موثر بر آسیب های اجتماعی در خانواده های جانبازان
1-4-2) اهداف جزئی
– بررسی تأثیر نوع جانبازی بر آسیب های خانواده های جانبازان.
– بررسی رابطه شدت جانبازی بر آسیب های خانواده جانبازان.
– بررسی رابطه بین پایگاه اقتصادی و اجتماعی جانبازان و آسیب های خانواده
– بررسی تأثیر زمان ازدواج بر آسیب های خانوادگی خانواده های جانبازان.
2-1) خانواده
خانواده در طول تاریخ، تحت تأثیر تحولات گوناگون اقتصادی و اجتماعی، دگرگون شده است، ابتدائی ترین تحول عمده در ساختار خانواده مربوط به فرایند گذار از ساختار اقتصادی مبتنی بر گردآوری و شکار به اقتصاد کشاورزی است که به تعبیر مارکس و پیروان وی، زمینه ساز الگوی غالب خانواده بود که با ویژگی های عصر ماقبل صنعتی تناسب داشت. از ویژگی های خانواده در این دوران می توان به زندگی چند نسل در کنار یکدیگر، برجسته بودن نقش خانواده به عنوان یک واحد اقتصادی، نداشتن پویایی و تحرک جغرافیایی، وابستگی به خاک و زمین، داشتن فرزند زیاد به عنوان نیروی کار و نگهداری از سالخوردگان اشاره کرد. با ظهور انقلاب صنعتی، نهاد خانواده دچار تغییراتی شد و رشد شهر نشنی رشته ی خانواده از هم گسست و خانواده ی هسته ای الگوی عام نهاد خانواده شد که در آن بسیاری از کارکردهای خانواده به نهادهای جدید مانند مهد کودک ها، مدارس، خانه های سالمندان و غیره واگذار شده است، البته این تغییر و انتقال نیز در زمینه ی اقتصاد مشهود و برجسته بود که این خود تاثیر زیادی برساخت و کیفیت و کمیت خانواده داشته است(تافلر،1374: 249-240، 1370: 305-290).
انسانها حداقل دو میلیون سال و شاید بیشتر در روی زمین زیستهاند. انسان هوشمند از نوع خود ما، احتمالاً پنجاه هزار سال پیش پدید آمد و همانند همه اسلافش از طریق شکار و گردآوری خوراک امرار معاش میکرد. آنها همواره در جستوجوی حیوانات و نباتات بودند. گروههای کوچکِ تقریبا پنجاه نفره با هم مسافرت میکردند. همه آنها کار مشابهی انجام میدادند و غذای اضافی نبود. معمولاً سه روز در هفته
ضرورت و اهمیت تحقیق 6
فرضیهها 6
بخش اول: چارچوب مفهومی 7
فصل اول: تعریف مفاهیم 9
1-1- الگو 9
1-1-1- الگو بهمثابه مدل 11
1-1-2- الگو بهمثابه نظریه 12
1-1-3- الگو بهمثابه انگاره 13
1-1-4- الگو بهمثابه نقشه راه 13
1-1-5- الگو بهمثابه اسوه 15
1-1-6- الگو بهمثابه نظم 16
1-2- جمعبندی: 17
1-3- ارتباطات 25
1-4- فرهنگ 28
رابطه فرهنگ و ارتباطات 37
1-5- ارتباطات میانفرهنگی 38
1-5-1- شبکه مفهومی ارتباطات میانفرهنگی 44
1-5-1-1- ارتباط دورنفرهنگی 45
1-5-1-2- ارتباط فرهنگی 45
1-5-1-3- ارتباط بینفرهنگی 46
1-5-1-4- تماس فرهنگی 46
1-5-1-5- ارتباط بینالملل 47
1-5-1-6- دیپلماسی عمومی 47
1-5-1-7- دیپلماسی فرهنگی 48
1-6- کنشگران و محملهای ارتباطات میانفرهنگی 50
1-6-1- مهاجران 52
1-6-2- جهانگردان 52
1-6-3- مبلغان 54
1-6-4- بازرگانان و تجار 55
1-6-5- ورزشکاران 56
1-6-6- دانشمندان و نظریهپردازان 56
1-6-7- کاروانهای آموزشی و اردوهای علمی 57
1-6-8- جلسات مناظره 57
فصل دوم: مروری بر ادبیات نظری 61
2-۱- تحلیل بنیادین اندیشههای ارتباطات میانفرهنگی 61
2-۲- رویکردهای عرفانی- فلسفی، تاریخی و فقهی 64
2-۳- نظریات ارتباطات میانفرهنگی 68
2-۳-۱- نظریه انطباق ارتباطی 68
2-۳-۲- نظریه مذاکره بر سر وجهه 68
2-۳-۳- نظریه کدهای گفتار 68
2-۳-۴- ابعاد مربوط به تفاوتهای فرهنگی 69
2-۳-۵- نظریه نقض انتظار 69
2-۳-۶- مدیریت اضطراب و عدم قطعیت 69
2-۳-۷- نظریه جامعه ارتباطات بینقومی 70
2-۳-۸- هویت فرهنگی از کولیر و توماس 71
2-۳-۹- مذاکره بر سر هویت 72
2-۴- اندیشههای معطوف به عمل در ارتباطات میانفرهنگی ِغرب 73
2-۴-۱- لری سماور: اهمیت فرهنگ در ارتباطات 73
2-۴-۲- نپ: مسائل و شاخصها 75
2-۴-۳- ناوینگر: موانع ارتباط 76
2-۴-۴- هالیدی: مدلهای کاربردی و مفاهیم نظری 78
2-۴-۵- گادیگانست: انتظار، ابهام و اضطراب 80
2-4-6- ریدموند و بونی: مهارت ارتباطی و اضطراب: 84
2-4-7- کلک و مارتین: کاهش حساسیتهای بینفرهنگی 85
2-5- رویکردهای هنجاری به ارتباط میانفرهنگی 85
فصل سوم: روششناسی 93
این مطلب را هم بخوانید :
3-1- بررسی رویکردهای روشی موجود 93
3-1-1- رویکرد علم اجتماعی(پوزیتویستی) 95
3-1-2- رویکرد تفسیری 98
3-1-3- رویکرد انتقادی 100
3-1-4- رویکرد دیالکتیکی 101
3-1-5- رویکرد ارتباطی 102
3-2- رویکرد دینی (اسلامی) 106
3-4- پیوند روش با ادبیات نظری 114
3-5- روایی و پایایی 115
3-6- منابع تحقیق 116
بخش دوم: اسلام و ارتباطات میانفرهنگی 119
فصل چهارم: توسعه مفهومی میانفرهنگی 129
مقدمه 129
تبیین بحث 131
دین، مهمترین عامل تفاوت فرهنگی 136
فصل پنجم: مبانی نظری 147
5-1-اسلام و اندیشه میانفرهنگی 147
5-2- توحیدگرایی، مبنای تعاملات اجتماعی 156
5-3- جایگاه ارتباط میانفرهنگی در جغرافیای ارتباطی مومنان 160
فصل ششم: الگومندی ارتباط میانفرهنگی 167
مقدمه 167
تحلیل کنش 167
معنامندی کنش 169
دلالتهای معنا برای کنش 171
فصل هفتم: اصول حاکم بر ارتباطات میانفرهنگی 179
7-1- اصل دعوت 180
7-1-1- متعلقِ دعوت (مبنای مفاهمه) 185
7-1-1-1- دعوت به اسلام 187
7-1-1-2- دعوت به مشترکات ادیان 190
7-1-1-2-1- دعوت به مشترکات مصداقی از مجادله احسن 195
7-1-1-2-2- موعودگرایی مصداقی از امر مشترک میاندینی 196
7-1-1-2-3- اقتدای حضرت مسیح به ولیعصر عج 197
7-1-1-3- دعوت به فطرت 198
7-2- تولی و تبری 204
7-3- حفظ عزت و سیادت اسلامی 207
7-3-1- تقدم مصالح معنوی بر مصالح مادی 211
7-3-2- تقدم مصالح جمعی بر منافع فردی 213
7-۳-3- تحریم سلطه سیاسى(نفی سبیل) 214
7-۳-3-۱ تحریم وابستگى به بیگانگان 217
7-۳-4- تحریمهاى اجتماعى 217
7-۳-4-۱- حکم به نجاست ذبح غیرمسلمان 217
7-۳-4-۲- عدم ثبوت حق شفعه برای کافر 218
7-۳-4-۳- تحریم ازدواج زن مسلمان با غیرمسلمان 218
7-۳-4-۴- جواز ازدواج مرد مسلمان با زنان اهل کتاب 219
7-۳-4-۶- اعمال محدودیتهای اجتماعی 220
7-۳-5- محدودیتهای فرهنگی 222
7-۳-5-۱- نفى نمادهاى کفرآلود و تحریم و تشابه فرهنگى به بیگانگان 222
7-۳-5-۲- حرمت کتب ضاله 222
7-4- رعایت اصول انسانی واخلاقی 222
7-4-۱- عدالت 225
7-4-۱-۱-عدالت با اهل کتاب در سیرهی معصومین علیهمالسلام 227
7-4-۱-2- وفای بهعهد در برخورد با غیر مسلمانان 228
7-4-۱-3- امانت داری در حق غیر مسلمانان 230
7-4-۲- احسان 231
7-4-۲-۱- تکریم خویشاوندان غیرمسلمان 233
7-4-۲-۲- گذشت و عفو در برخورد با غیرمسلمانان 233
7-4-۲-۳- رعایت حقوق کودکان و سالخوردگان غیرمسلمان 236
7-4-۲-۴- حمایت و یاری غیرمسلمانان 236
7-۴-۳- کرامت انسانی 237
7-۴-۳-۱- پرهیز از غیبت، تهمت، عیبجویی، تمسخر و… 238
7-۴-۳-۲- رعایت ادب اسلامی: اجتناب از تحقیر و توهین 239
7-5- همزیستی مسالمتآمیز 240
7-5-1- باور به کرامت ذاتی انسان 244
7-5-2- احترام متقابل 245
7-5-2-۱- احترام به مقدسات 246
7-5-2-۲- احترام به آزادی 249
7-5-2-۲-۱- آزادی مراسم و شعائر مذهبی 249
7-5-2-۲-۲- آزادی در انتخاب محاکم 251
7-5-2-۲-۳- آزادی مالکیت فردی 252
7-5-2-۲-۴- مالکیت اهل کتاب 252
7-5-2-۲-۵- آزادی تجارت 253
7-5-2-۳- مدارا و نیکو سخن گفتن 253
7-5-2-۴- حسن معاشرت 257
۴-5-2-۴-۱- سلام و تحیت در برخورد با اهل کتاب 262
7-5-2-۴-۲- پذیرش دعوت 263
7-5-2-۴-۳- عفو و گذشت درباره اهل کتاب 265
7-5-2۴-۴- دوستی و محبت غیرمسلمانان 265
۴-۵-3- تسامح در پذیرش اسلام: حجیت ظواهر 265
7-6- طبقهبندیهای مختلف غیرمسلمانان و ضرورت موضعگیریهای مختلف درباره ایشان 266
7-6-1- اهل کتاب و کفار غیرحربی 268
7-6-1-1- طهارت اهل کتاب و آثار مترتب بر آن 268
7-6-1-2- یک مثال از تعامل رهبر معظم انقلاب با اهل کتاب 273
7-6-2-کفار حربی و مشرکان 275
7-6-2-۱- نهی از شرکت در مجالس کافران: 276
7-6-2-۲- نهی از همرازی باکافران: 276
7-6-2-۳- نهی از ازدواج با کافران: 277
7-6-2-۴- جداسازی کافران محارب از سایر کافران 278
7-6-2-۵- رد هدیه مشرکان 278
نتیجهگیری 278
فصل هشتم: کنش دعوتی، الگوی ارتباط میانفرهنگی اسلامی 287
کنش دعوتی، برآیند اصول حاکم بر ارتباط میانفرهنگی 287
مقایسه کنش دعوتی و کنش ارتباطی 289
مقایسه کنش دعوتی با سایر کنشها 295
8-1- دلالتهای کنش دعوتی در ارتباط میانفرهنگی 304
8-1-1- بهرهگیری از روشهای سه گانه حکمت، موعظه و جدال احسن 305
7-1-1-1- غلبه بر موانع ارتباط 311
7-1-1-1-1- سوء تفاهمها(بهعنوان مهمترین مانع ارتباط) 311
7-1-1-1-2- قوممدارای 315
7-1-1-1-3- موانع عاطفی 318
7-1-1-1-4- ارتباط یکسویه در فضای گفتگو 319
7-1-1-1-5- شروع از نقاط منفی (انتقاد گزنده) 319
7-1-1-1-6- پرسشگری منفی 320
7-1-1-2-1- برخورداری از دانشهای ضروری برای ارتباط میانفرهنگی 322
7-1-1-2-2- آشنایی با زبان مخاطب 323
7-1-1-2-3- اطلاع از حساسیتهای فرهنگی 328
7-1-1-2-4- پاسخ گویی به پرسشها 332
7-1-1-3- پشتیبانی گفتار با عمل 333
7-1-1-4- اتباع احسن 336
7-1-1-5- صبر و شکیبایی در دعوت به اسلام 338
فصل نهم: خلاصه و نتیجهگیری 340
منابع و مآخذ 348
بیان مسأله
ارتباط در گذشته و برای انسان نخستین، افزون بر کارکردهایی که در جهت حفظ حیات و یاریگرفتن از دیگران داشته، زمینهساز فعالیتهای اجتماعی و سرآغازی بر زندگی اجتماعی بوده است. اما در عصر حاضر اهمیت برقراری ارتباط بهحدی است که انسان، پیوسته در جهت ابداع و ساخت انواع وسایل، ابزارها، روشها و شیوههای کارآمدتر ارتباط جمعی و بینفردی کوشیده است. وقتی با دیگران اختلاف پیدا میکنیم، کارشناسان بهما پیشنهاد میکنند با یکدیگر گفتو گو کنیم. ارتباط داشتن و کسب مهارت ارتباطگیری با دیگران در شکلهای گوناگون ارتباط اجتماعی در زندگی همه ما نقش مهمی ایفا میکنند. از سالهای نخستین بهناچار با زبانهای بیگانه آشنا میشویم و برای اینکه آنها را بهخوبی یاد بگیریم، کار و تمرین مستمر میکنیم. دو زبانه بودن بهتدریج به شرط لازم بسیاری از شغلها تبدیل شده است. مسأله فقط توانایی زبانی نیست، بلکه کسب مهارت و آشنایی با نظامهای ارتباطی مهم دیگر نیز اهمیت دارد. بنابراین، مهارتهای ارتباطی محدود بهمهارتهای زبانی نمیشود، بلکه همچنین شامل مهارت داشتن در نظامهای نشانهای و ارتباطی دیگر بهمنظور اجرای صحیح نیز میشود.[1] به اینترتیب رسانهها تاثیرات شگرفی برجای میگذارند لکن تاثیر رسانهها صرفا سطحی، آن هم در سطح جهانی نیست، بلکه آنها تاثیرات عمیقی بر مناسبات اجتماعی و روابط انسانی نیز داشتهاند. شبکه اینترنت شکل ارتباطی کاملا جدیدی است که نتایج پیدایش آن هنوز بر ما روشن نیست.
با همین اشاره سطحی میتوان پی برد که ما برای زندگی کردن در جامعه جدید تا چه میزان به ارتباط وابستهایم و این پدیده چه نقشی در زندگی ما ایفا میکند. «ارتباط» عنصری اجتنابناپذیر و ساختاری در جامعه جدید است؛ پس در تمام شکلهای گوناگون و متمایز آن موضوع محوری پژوهشهای جامعهشناختی قرار میگیرد. ارتباط از دو جهت برای جامعهشناسی دارای اهمیت است. از یکسو جامعهشناسی دگرگونی در جامعه جدید را ناشی از تغییر شکلهای ارتباطی ارزیابی میکند و از سوی دیگر ارتباط را راهحل بسیاری از مسائل موجود در جامعه جدید ارزیابی میکند.[2]
امروزه بخش قابلتوجهی از ارتباطات انسانی به ارتباطات میانفرهنگی اختصاص دارد. ارتباطات میانفرهنگی در شکلهای بیوسطه و با واسطه آن در طول تاریخ بشر هیچوقت مانند اکنون اهمیت پیدا نکرده بود؛ چرا که هم مسافرتهای خارجی و هم استفاده از محصولات فرهنگی و علمی سایر جوامع و فرهنگها در مقایسه با دوران اخیر بسیار ناچیز بوده و از اهمیت چندانی برخوردار نبوده است. امروزه ارتباط میان انسانها از سویی بهدلیل گسترش وسایل حمل و نقل در سراسر جهان افزایش چشمگیری داشته،[3] و از سوی دیگر، در نتیجه ظهور فناوریهای ارتباطی، برای برقراری ارتباط میانفرهنگی هیچ نیازی به مسافرتهای طاقت فرسا و یا طولانی وجود ندارند. افراد زیادی بدون اینکه حتی از خانه خود بیرون بروند با دیگران ارتباطِ میانفرهنگی برقرار میکنند؛ آنان با تماشای فیلمها و سریالهای خارجی، با استفاده از فضای سایبر بهعنوان یک کاربر اینترنتی و حتی با مطالعه آثار مکتوب (اعم از علمی، آموزشی، داستانی و …) و همینطور با ارائه اطلاعات و آثار خود در حال برقراری ارتباط میانفرهنگیاند.[4] تعداد بیشمار از مردمان در شبکههای مجازی(سادهترین شکل ارتباط میانفرهنگی) حضور دارند و شاید بتوان ادعا کرد که در شرایط کنونی ارتباطات میانفرهنگی بهیک امر اجتناب ناپذیر و بهتعبیری به بخش ضروری ارتباطات بشر[5] تبدیل گشته و همین پدیده بسیار مهم است که ارتباطات میانفرهنگی را در کانون توجه دانشمندان عرصه فرهنگ و ارتباطات قرار داده است. حتی ادعا میشود که: ارتباطات میان فرهنگی، موضوعی مهم و فوری است چون بنظر میرسد آینده زندگی اجتماعی بشر ضرورتا با نگرش ما نسبت به ارتباطات میان فرهنگی گره خوره است.[6]
در بیشتر موقعیتها، ارتباطگرانِ میانفرهنگی اشتراک زبانی ندارند،[7] اما مسایل ارتباطی در قلمرو غیرکلامی بزرگتر رخ میدهد. ارتباط غیرکلامی یک فرایند ظریف، چندبعدی، و غالبا خودجوش است. در واقع، افراد از بیشتر رفتارهای غیرکلامی خود که بدون توجه، خود بهخود و غیرارادی انجام میشود آگاه نیستند. از آنجا که ما اغلب از رفتارهای غیرکلامی خود هم آگاه نیستیم، تشخیصدادن و تسلط بر رفتارهای غیرکلامی در فرهنگی بیگانه بینهایت مشکل است.
با جدی شدن حوزه مطالعه ارتباطات و فرهنگ و روابط متقابل آنها، در دهه هزار و نهصد و هفتاد رشته علوم ارتباطات به ارتباطات میانِ فرهنگها توجه و آن را از حیطه خاص رفتار خارج کرد. مطالعات ارتباطات بینفرهنگی، در مورد روابط ارگانیک میان ارتباطات و فرهنگ، نه فقط از منظر عناصر رفتاری و بیرونی بلکه با توجه به اجزای شناختی نظیر نظامهای دریافت و شیوههای استدلال نظریهپردازی کرد. این رویکرد مردم را نه فقط بهعنوان ساختارهای اقتصادی – اجتماعی و تودههای منفعل جامعهشناختی بلکه بهمثابه نظامهای فرهنگی مورد توجه قرار میدهد. در واقع ارتباطات بینفرهنگی بیشتر بر ارتباطات فردی، روبرو و مستقیم متمرکز شده است.[8]
اسلام بهعنوان دینی جهانشمول، به همه عرصههای حیات بشر(فردی و اجتماعی) توجه دارد. با جدی شدن ارتباطات میانفرهنگی، حساسیت دانشمندان اسلامی نیز به تناسب جدیتر میشود. چون از سویی، ارتباطات میانفرهنگی به احتمال زیاد با «فرهنگپذیری» همراه خواهد بود. «فرهنگپذیری عبارت است از یادگیری، مشارکت و درونی کردن نمادها و رفتارهایی که در محیط فرهنگی جدید رایج است. فرهنگپذیری اغلب با «فرهنگزدایی» یعنی فراموش کردن یا جایگزین کرن شماری از نمادها و کردارهای مألوف فرهنگ اولیه همراه است.»[9] از سوی دیگر، از نظر اسلام ارتباطات میانفرهنگی دارای اهمیتی مضاعف است. چرا که اسلام به گسترش ارتباطات مسلمانان با غیرمسلمانان در جهت تبلیغ دین توصیه و تاکید میکند و به ارتباطات انسان در همه ساحتها، بهویژه ارتباط با غیرمسلمان، حساسیت ویژهای نشان دادهاست. این حساسیت از نخستین روزهای ظهور اسلام وجود داشته است. «نهضتهای پیامبران الهی، پیوسته در محیطهایی شکل گرفتهاند که مولفهی فرهنگیشان، تعارض آشکاری با محتوای باورها، ارزشها و هنجارهای الهی آن نهضتها داشتهاند. رشد این نهضتها و تبدیل شدن آنها به اجتماعهای دارای هویت فرهنگی خاص، در کنار رسالتی که برای انتقال پیام و ترویج باورها و ارزشهای الهی خود داشتهاند، ارتباط آنها با فرهنگهای استقراریافته آن محیطها را به موضوعایی برای برای مطالعات ارتباطات میانفرهنگی بدل کرده است. این ارتباطها بهطور عمده، از نوع تقابل فرهنگی بودهاند؛ زیرا مولفههای اعتقادی و ارزشی زیربنایی آن فرهنگها را زیر سوال میبردند و جهتگیری آنها را مخالف با منافع و مصالح واقعی انسانها میدانستند. پس همواره با مقاومتهای فرهنگی روبهرو بودند».[10]
اسلام، بهعنوان دینی که مدعی جهانشمولی و خاتمیت است، در همان حال که مقاطع گوناگون حیات اجتماعی خود را آکنده از تعاملهای تعیینکننده با فرهنگیهای همسایه دیده، حساسیتهای مضاعفی را نیز برانگیخته است.[11]
اکنون که پیشرفت صنعت ارتباطات، حصارها و مرزها را در هم نوردیده و روز بهروز انسانها را بههم نزدیکتر مىکند و مىرود که تمامى انسانهاى کره زمین را در یک دهکده جهانى گردآورد، مسأله ارتباطات میانفرهنگی و چگونگی تعامل با دیگران در زاویههاى گوناگون: اقتصادى، فرهنگى، سیاسى و… مسأله روز همه مسلمانان مىگردد[12] و پرسشهاى انبوهى را فراروى فقیهان و اسلامشناسان مىنهد.
ارتباطات صرفا یک قالب رفتاری نیست؛ بلکه با آگاهی و معرفت نیز ارتباط پیدا میکند. یک مسلمان همچنان که میتواند در یک ارتباطِ میانفرهنگی بر مخاطب خود تاثیر بگذارد، احتمال تاثیرپذیریاش نیز وجود دارد. بهطور کلی، اینکه ارتباط با چه کسی با چه شیوهای و با چه محتوایی صورت گیرد کاملا مهم بوده و در سرنوشت فرد و حتی جامعه مسلمین تاثیر میگذارد؛ این حساسیتها بتدریج جدیتر میگردد. دقیقا همین موارد است که ارتباطات میانفرهنگی را برای پژوهشگر اسلامی به یک «مسأله» تبدیل میکند که برای حل آن باید به پرسشهای ذیل پاسخ دهد:
بسیاری از متولیان فرهنگی همواره در صدد پیدا کردن راهی برای بهینهسازی روابط اجتماعی در ساحتهای مختلف آن بودهاند؛ ولی ظاهرا هیچگاه چنین اتفاقی در حد انتظار رخ نداده؛ یا دستکم مقیاسی برای اطمینان از سنجش اثربخشی برنامهها وجود نداشته است. همۀ کسانی که به بهبود وضعیت روابط اجتماعی میاندیشند، از فقدان الگوی رفتاری جامع که بر دادههایی قابل اعتماد مبتنی باشد، گله دارند. بهطور طبیعی دستیابی به دادههای مبتنی بر تحقیقات علمی که بتوان براساس آن رفتارهای اجتماعی را تنظیم و یا به برنامهریزی کلان پرداخت، نیازمند آگاهی از مطلوبیتهای اسلام است. تاکنون به بررسی جامع دست نیافتهایم که در آن بهطور خاص به الگوی مطلوب در عرصۀ ارتباطات میانفرهنگی پرداخته و سپس بر اساس آن، تحقیقات توصیفی و توصیههای هنجاری شکل گرفته باشد. این رساله هم نگاهی جامع به ارتباطات میانفرهنگی دارد و هم، زمینه را برای بررسیهای میدانی فراهم میکند.
ضرورت و اهمیت تحقیق
گسترش ارتباطات در سطح جهانی و پیامدهایی که بهویژه برای جوامع اسلامی و مسلمانان خواهد داشت تحقیق درباره این موضوع را به یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل کرده است. برغم اهمیت بسیار زیاد عرصه ارتباطات میانفرهنگی، آنچنان که باید توجه پژوهشگران ارتباطی به این موضوع معطوف نگشته است و از اینرو در این خصوص خلاء جدی وجود دارد. پژوهش حاضر در جهت پاسخ به یکی از مسائل فراوانی که در این عرصه وجود دارد، شکل گرفته است.
فرضیهها
معمولا اعتقاد بر این است که لزوم ارائه فرضیه تنها در تحقیقات تبیینی است.[13] یعنی دستکم دو متغیر در آنها حضور دارد.[14] فرضیه «حدسی است عالمانه درباره ارتباط میان دو متغیر یا بیشتر».[15] در غیر از اینگونه تحقیقات، مسأله یا موضوع پژوهش فقط به صورت سوال بیان می شود[16] و محقق هم در پایان پژوهش به آنها پاسخ می دهد. این تحقیق از سنخ مطالعات و بررسیهای اکتشافی است بنابراین از طرح هرگونه فرضیهای صرفنظر میکنیم.
[1] شوتس ایشل، راینر؛ مبانی جامعهشناسی ارتباطات، نشر نی، ۱۳۹۱: ص ۱۶
مقدمه
«الگوی ارتباطات میانفرهنگی در اسلام» بهعنوان یک «سازه»[1] مفهومی، از حداقل سه مفهوم (الگو، ارتباطات میانفرهنگی و اسلام) و حداکثر پنج مفهوم (الگو، ارتباطات، فرهنگ، میانفرهنگی و اسلام) تشکیل شده است. تلاش خواهد شد علاوه بر تعریف این مفاهیم، تعدادی مفهوم دیگر هم که بهصورت شبکه مفهومی در روشن شدن این مفاهیم نقش دارند، مدنظر قرار گیرند.
1-1- الگو
فقدان اجماع درباره تعریف مفاهیم اساسی در علوم اجتماعی نوعی آشفتگی در کاربرد آنها را سبب شده است. الگو، مدل، نظریه، انگاره یا پارادایم،[2] ساخت، نوع، گونه، هنجار و مفاهیمی از این قبیل در برخی منابع، اگر نه بهجای همدیگر، بهصورت توأمان آورده شده و مورد بحث و مقایسه قرار گرفتهاند. بنابراین تعریف «الگو» با بررسی شبکه مفاهیم مرتبط امکانپذیر خواهد بود و بدین لحاظ جمعبندی دیدگاهها و ارائه تعریف قابل قبول برای الگو با دشواریهایی همراه است. بهویژه اینکه «در رشتههای گوناگون علمی، الگو با تفسیرهای مختلفی ارائه گردیده است و هنوز یک تعریف جامع مورد پذیرش همگان از آن وجود ندارد و مناقشات در تعریف نیز به راحتی پایانپذیر نیست.»[3]
واژه الگو معادل لغت انگلیسی «پَتِرن»[4] و لغت عربی «اسوه» و به معانی مختلفی مانند نظریه، مدل، انگاره، شکل، قالب، منوال و نقشه بهکار رفته است. در لغت نامه دهخدا این واژه معادل روبرو، سرمشق، مقتدی، اسوه، قدوه، مثال، نمونه و مانند آن قرار گرفته است. در دهههای اخیر محققان و اندیشمندان فلسفه و تاریخ علم و روششناسی آنگاه که از الگو سخن میگویند منظورشان مجموعهای از مفروضات، مفاهیم، ارزشها و تجربیاتی است که روشی را برای مشاهده واقعیتِ جامعه علمی ارائه میکنند. آنها از واژه «پارادایم» و یا بهتعبیر ما الگو بهعنوان واحد ارائه و ارزیابی تکنظریهها و همچنین مجموع نظریههای علمی یاد میکنند.[5]
در علوم اجتماعی، آلن بیرو الگو را واژهای مصطلح در جامعهشناسی انگلوساکسون برمیشمرد که شباهت معنایی با مدل، گونه و هنجار دارد. الگو امری شکلگرفته در یک گروه اجتماعی است که بهعنوان راهنمای عمل بهکار میرود. بیرو معتقد است الگو شیوههای زندگی است که از صوری فرهنگی منشا میگیرد.[6]
در معنای دیگر، الگو بهمعنای «اسوه» میباشد. اسوه از ماده «ا س و» بهمعنای اقتدا کردن و راضی بودن به رفتار الگو و در احوال مثل او بودن است[7] و در اصطلاح بهمعنای الگویی است که انسان از آن پیروی میکند، چه در زمینه خوب و چه در زمینه بد.[8] این کلمه در اصطلاح اسلامی برای پیروی از الگوهای شایسته استفاده میشود.[9] چنانکه در قرآن همیشه با صفت «حسنه» آمده است.[10] پس، میتوان گفت: «الگو یک وسیله و معیار و میزانی است برای اینکه آن کاری که انسان میخواهد انجام دهد، با آن الگو تطبیق داده شود.»[11]
به این ترتیب، دست کم شش تلقی از الگو وجود دارد: 1) مدل ، 2) نظریه، 3) انگاره یا پارادایم، 4) نوع و ساخت، 5) نقشه راه یا نقشه جامع و 6) اسوه. ابتدا هر کدام از این تلقیها را به اجمال بررسی و در پایان نسبت هر کدام را با تلقی مورد نظر به بحث میگذاریم.
1-1-1- الگو بهمثابه مدل
واژه مدل در ادبیات علوم اجتماعی کاربردهای متعدد دارد؛ گاه در معنایی مترادف با نظریه و گاه بهمعنای بازنمودِ نموداری ریاضیاتی بهکار میرود. در مواردی مقصود از مدل، بیان یک واقعیت در قالب تشبیه و تمثیل است. گاه ممکن است مدل در معنای نمونه و الگوی هنجاری بهکار رود. نیز ممکن است مدل، یک معیار مقایسه یا به اصطلاح وبری تیپ ایدهآل اراده شود. یکی از رایجترین کاربردهای آن نیز که در مباحث روش تحقیق بیشتر مورد توجه است، معنایی است که از آن با عنوان مدل تحلیلی یا مدل نظری یاد میشود.[12] به طور کلی، در علوم اجتماعی، مدل مجموعه فیزیکی، ریاضی یا منطقی است که نشاندهنده ساختهای اساسی یک واقعیت است. مدل میتواند تام یا جزئی باشد بدین معنی که تمام جوانب واقعیت را شامل شود یا بخشی از آن را مدنظر قرار دهد. بهعقیدهی بیرو تلاشهای زیادی برای کاربرد نظریه مدلها در علوم انسانی انجام شده اما بهسبب پیچیدگی و کیفی بودن پدیدههای اجتماعی و انسانی، مدلها جز رهیافت و تخمین درباره آینده سودمند نیستند. هنگامی که از مدل رفتار صحبت میشود بیشتر معنای الگو از آن استنباط میشود.
رویکردهای فلسفی نسبت به مدل نیز قابلتوجه است؛ دایرهالمعارف فلسفهی استنفورد در بررسی مدل، رویکردهای معناشناختی[13]، هستیشناختی[14]، معرفتشناختی[15] و فلسفه علم[16] را در خود گنجانده است.
درباره رابطه الگو و مدل باید گفت که اصطلاح انگلیسی Pattern توسط جامعهشناسان فرانسوی بهشکل Model بهکار گرفته میشود و در بسیاری از موارد و طبق نظر اکثر جامعهشناسان، این دو واژه در یک معنی بهکار میرود. بنظر اشتریان، استفاده از واژگانی چون الگو یا مدل و … بیش از آنکه تعریف دقیق داشته باشد، تابع سلایق پژوهشگران و شرایط خاص هر رشته است.[17]
برخی بین این دو تفاوتهایی را قایل شده و گفتهاند که واژه Model کمی پیچیدهتر از واژه Pattern است. واژه Pattern بیشتر به »ساخت و روابط بین عناصر یک واقعیت» توجه دارد و طرح ساده شدهایی است که خطوط اساسی یک مجموعه اجتماعی و نسبتهای موجود بین آنها را مشخص میکند. واژه Patternبرای سادهتر و قابلفهم کردن پدیدهها، به تنظیم عناصر آن پدیده و ایجاد نظمی در آنها، میپردازد و آنرا بهشکل یک طرح منطقی و یک پیکره در میآورد و بهنوعی یک ابزار توصیفکننده است.[18]
بهسختی میتوان الگو را از مدل تفکیک کرد و میتوان آنها را معادل هم در نظر گرفت. اما اگر بخواهیم تفاوتی میان آنها قائل شویم باید بگوییم الگوها واقعیتهای اجتماعی و خارجی هستند که نظام یافتهاند و ما آنها را مشاهده میکنیم. اما مدل از روی واقعیت ساخته میشود که به تقلیل و سادهشدن آن میانجامد.
1-1-2- الگو بهمثابه نظریه
در برخی زمینهها، الگوها بهمثابه نظریههای ساخته و پرداخته کامل عمل میکنند، که از آنها نتایج خاصی بهدست میآید. در واقع بعضی مولّفان، اصطلاحات الگو و نظریه را مترادف میدانند.[19] اما به عقیده کاپلان، این کاربرد را نمیتوان کاملا موجه دانست.[20] توجه خاص وی در اینباره از این عقیده ناشی است که فقط اقسام بهخصوصی از نظریهها را باید الگو نامید و بهعکس، میتوان گفت که بسیاری از نمونههایی که الگو خوانده میشوند در آزمونهای ویژه نظریههای بیتناسب علمی مردود شناخته میشوند.[21]
پارهای نوشتهها نظریهپردازی را مقدم بر الگو قلمداد کردهاند. «بدون خلق نظریه نمیتوان در حوزه عمل به پیشرفت و توسعه دست یافت. چرا که بر اساس این مدل، ابتدا باید در همه حوزههای مورد نیاز نظریهپردازی کرده و سپس با طراحی الگوهای متناسب با نظریههای تدوینی، زمینههای اجرای آنها را در حوزه عمل از طریق تجربه فراهم آورد.»[22]
در حقیقت نظریه، بدون ارجاع به مدل، بهشکل بیواسطه و مستقیم، امور اجتماعی را تبیین میکند. در حالیکه مدل از طریق تشابه، به شناخت واقعیت کمک میکند و با برجستهکردن عنصر تشابه، درک روشنتری از شباهت میان واقعیت و مدل ذهنی فراهم میسازد. البته باید دانست که مدلِ یک شیء برحسب تعریف، عین آن نیست؛ بلکه به شیء مورد نظر شباهت دارد. مثلا مدل یک کارخانه، صورت کوچک و فرضی از کارخانه ارائه میدهد. در علوم اجتماعی نیز مدلهایی براساس واقعیت میسازند و سپس روی میزان تطبیق آن با واقعیت بحث میکنند. «انسان اقتصادی»، مدلی فردی است که با امور اقتصادی برخوردی منطقی دارد؛ برای چنین مدلی مفروضاتی در نظر گرفته میشود؛ اما ممکن است تمام آن مفروضات، با واقعیت تطبیق نکند. پس در رابطه مدل و واقعیت، باید به وجه تشابه کلّی آنها توجه و از جزئیات صرف نظر کرد.[23]
1-1-3- الگو بهمثابه انگاره
برحسب نظر اکثر جامعهشناسان، اصطلاحات ساخت، نوع، انگاره و الگو کمو بیش یکسان بهکار رفتهاند. لیکن تفاوتهای جزئی و معنیداری مابین این مفاهیم دیده میشود:
بهکارگیری واژه انگاره، کوشش در راه سادهترکردن و آسانفهماندن واقعیت از طریق تنظیم عناصر و داخلکردن نظمی در آنهاست. مثلا میتوان طرح منطقی روابطی را که بین برخی از عناصر یک نظام وجود دارد بهشکل یک پیکره درآورد.[24]
1-1-4- الگو بهمثابه نقشه راه
پارهای اظهارنظرها درباره الگو بهویژه آنچه بعد از تاسیس مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت از سوی افراد مختلف ارائه شده است بهگونهای است که الگو را بهمثابه یک نقشه راه در نظر گرفته است. از این اظهارات میتوان برداشت نمود در باور این افراد الگو مجموعهای از برنامههای خرد و کلان و زمانبند برای رسیدن به نقطه مطلوب است. این تلقی بهخصوص در ارتباط با پیشرفت پررنگتر میگردد. با تحلیل اصطلاح «پیشرفت» به این نکته مهم دست پیدا میکنیم که پیشرفت، حرکت از وضعیت موجود بهسمت وضعیت مطلوب (بهسوی اهداف) است. این حرکت باید بهصورت کاملا آگاهانه صورت گیرد و گامهای رو به جلو با توجه به اهداف تنظیم گردد. بنابراین پیشرفت شامل تبیین وضعیت مطلوب، تحلیل وضعیت موجود، و ترسیم راهبرد حرکت خواهد بود و به هر میزان که به اهداف تعریف شده دست بیابیم، بههمان میزان پیشرفت حاصل خواهد شد. پس، پیشرفت یک نقطه نیست؛ بلکه گامهای مثبتی است که در جهت دستیابی به اهداف محقق میگردد. بهعبارت دیگر، پیشرفت نقاط مقبول و نقطه مطلوب دارد و لذا الگوی اسلامی ایرانی باید علاوه بر تعیین اهداف، مسیر یا مسیرهای حرکت بهسوی آن را نیز ترسیم کند. بدین ترتیب، الگو نقشه راه است.[25]
چنین الگویی زمانی مطرح میشود که افراد بهدنبال راهی برای دستیابی به وضعیت مطلوب باشند؛ اینجاست که همواره گروهها و اندیشههای مختلف سعی میکنند با تصویرسازیهایی از وضعیت مطلوب، وضعیتی را بر اساس مفاهیم ارزشی ترسیم کنند که انگیزۀ حرکت به آن سمت میان مخاطبان ایجاد شود. بنابراین، هر الگویی که مطرح میشود، ناظر به گذار از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب است. بههمین سبب، داشتن یک آرمان و مطلوب، امری ضروری برای الگوست[26] که پیروزمند آن را نرمافزار و منطق اداره جامعه مینامد[27] و همایون اسم چنین الگویی را «الگوی خردگرا» نام مینهد. الگوی خردگرا در مقابل الگوی «گام به گام»، که ناظر به رفع اختلالهای بوجودآمده در نظام اجتماعی است، قرار دارد. الگوی خردگرا همواره در پی بهحرکت درآوردن جامعه بهسمت آرمان نهایی است. سیاستگذاری در کشورهایی که ایدئولوژی مشخصی بر آنان حاکم است(مانند کشورهای اسلامی و نظامهای کمونیستی)، در این الگو جای میگیرد. تکیه این الگو بر مجموعهای از اصول و آرمانهاست.[28] احتمالا الگوی مورد نظر شهید صدر هم با الگوی خردگرای مورد نظر همایون، همخوانی داشته باشد. شهید صدر، انسانها (و به تبع آن جوامع) را با توجه به مطلوبها(ایدهآلها)ی خودشان به سه دسته تقسیم میکند: دسته اول انسانهایی هستند که مطلوبهای خودشان را از واقعیتهای عینی و خارجی میگیرند. این انسانها ورای وضع موجود، آرزوی رسیدن به هیچ مقصود دیگری را ندارند و تمام همت آنها بهدست آوردن غذا، مسکن و لباس است. دسته دوم، انسانهایی هستند که علاوه بر نیازهای محدود مادی، از مطلوبهای معنوی بسیار محدود هم برخوردارند ولی محدود را بهجای نامحدود میپندارند. در